گزارش همایش ملی بررسی آرا و آثار تیتوس بورکهارت

میراث مکتوب- به همت مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، همایش ملی بررسی آراء و آثار تیتوس بورکهارت روزهای 15 و 16 دی‌ماه به صورت برخط و با حضور استادان برجسته داخل و خارج کشور برگزار شد.

روز نخست همایش

یوسف ثانی: بورکهارت نماینده گرایش به معنویت است

محمود یوسف ثانی در ابتدای این همایش توضیحاتی درباره علل برگزاری این همایش ارائه کرد و گفت: این همایش برای نخستین بار است که در ایران انجام می‌گیرد و حق این موسسه است که برگزار کننده این همایش باشد، چون رشته‌ای که بورکهارت در حیات علمی و فرهنگی خود دنبال می‌کرده، اهداف اصلی تاسیس این موسسه بوده و انجمن هم با همین توجه تاسیس شده است.
او با بیان اینکه بورکهارت نماینده گرایش به معنویت در عصر جدید و دنیای صنعتی امروزی است افزود: شاید رشته‌ای که بورکهارت آن را دنبال کرده نمایندگان و صاحب‌نظران بزرگی در جهان مغرب زمین داشته باشد اما در نوع فعالیت‌ها و آثارش خصوصیاتی وجود دارد که او را از دیگران مشابه متمایز می‌کند.
به گفته او، نخست توجه خاص بورکهارت به تعقیب نگاه معنوی در ساحت‌های هنر و علم کهن است که شاید خاص خود او باشد و به این نحو و تعقلی که او در معانی آن کرده در آثار دیگر صاحب‌نظران این مکتب کمتر وجود دارد. اطلاعات او درباره هنر مقدس چیزی نیست که برای مخاطبان او پنهان باشد اما در تمام فعالیت‌های او در حوزه هنر، مابعدالطبیعه و ... همواره در پی نگاه معنوی بوده است. آثاری هم که در این باره پدید آورده و به زبان فارسی ترجمه شده، ما را در پی آن نگاه معنوی همراهی می‌کند و می‌توانیم پیوسته متوجه باشیم که نگاه آدمی از زمین باید به آسمان معطوف باشد.
یوسف ثانی افزود: برای کسی که در جهان صنعتی و متمدن زندگی می‌کند، همه آنها می‌توانسته دامن ذهن و ضمیر او را به سوی خود بکشد و آثاری را در این زمینه پدید آورد و بر حجم نوشته‌های این حوزه بیافزاید، اما او از این زمینه فاصله می‌گیرد و سعی می‌کند آن امر مغفول را پیش چشم مردمان این عصر بیاورد و نشان بدهد ساحت معنوی آن عالم، ساحتی است که باید چشم دل و ذهن ما به آن معطوف باشد.
این استاد فلسفه با بیان اینکه بورکهارت به همین جهت به علوم جدید خوشبین نیست و تعقیب این مبادی را تماما تجربی می‌داند توضیح داد: او معتقد است ما باید به همین نوع نگاهی که در جهان سنتی نسبت به انسان، علم و جهان داشته‌ایم اتکا کنیم و حتی اگر در دنیای جدید علوم به سوی دیگری کشیده شدند، با این وجود ساحت معنوی در این علوم مورد توجه نیست و گم شده است. علوم گذشته ممکن است این ضعف را داشته باشند که بخش‌هایی از آنها باطل شده باشند اما نگاه معنوی و وحدانی در آنجا غلبه داشته و ما باید به دنبال یافتن آن نگاه در ساحت علم، هنر و جهان شناسی باشیم.
او گفت: چنین نگاه باعث می‌شود او به مطالعات اسلامی علاقه‌مند شود و در آثارش هم همین رویکرد را دنبال کند و در نهایت اسلام را می‌پذیرد و این آشنایی او با اسلام کمک می‌کند ساحت معنوی هنر اسلامی دیده شود در حالی که پیش از این مغفول بود.

فرزان‌یار: او از درون به هنر اسلامی نگاه می‌کند
حمیدرضا فرزان یار نیز در بخش دیگری از این نشست طی سخنانی گفت: بورکهارت اگرچه به هنر ایرانی بسیار علاقه‌مند بود و در آثارش بخش زیادی به جهان اسلام به ویژه ایران اختصاص دارد، اما هیچ گاه نتوانست به ایران سفر کند اما بورکهارت از طریق آثارش وارد ایران شده و ایرانیان از طریق ترجمه مقالات و کتابش توسط استاد سید حسین نصر در 50 سال پیش با ایشان آشنا شدند.
او با بیان اینکه بورکهارت به گروهی از متفکران و حکمای متاله قرار دارد که اصحاب حکمت خالده شناخته می‌شوند و آثارشان در همه موضوعات از جهان شناسی، علوم سنتی و ... بحث می‌شود گفت: این آثار مکمل یکدیگرند و مطالعه نوشته‌های این متفکران درباره جهان شناسی و مابعدالطبیعه برای درک دیگر آثارشان درباره هنر و ... ضروری است. اصحاب حکمت خالده درباره هنر قدسی، صنایع دستی و ... همه آثاری دارند اما بخش هنر اسلامی به بورکهارت تعلق دارد و نیمی از آثار بورکهارت درباره هنر است و از این هم نیمی از آن به هنر اسلامی اختصاص دارد.
فرزان یار با بیان اینکه او معرف هنر سنتی است که ریشه در مابعدالطبیعه دارد یادآور شد: او به موضوعات متنوع و متعددی در هنر اشاره کرده که از آن جمله می‌توان به نگارگری، خوشنویسی، صنایع دستی، هنر قالی، هنر لباس سنتی و شهر اسلامی، و ....  اشاره کرد.
به گفته او، تفاوت بورکهارت با سایر مستشرقانی که به هنر پرداخته‌اند این است که او از درون به هنر اسلامی نگاه می‌کند و به خوبی با مبانی فرهنگ و هنر اسلامی آشنا است. او به مراکش رفت و سال‌ها با مردم آنها زیست. لباس سنتی به تن کرد و اسلام آورد. او از سوی دیگر با سایر منابعی که هنر اسلامی را شکل داده از جمله عرفان و حکمت آشنا بوده است.
او با بیان اینکه بورکهارت درباره هنر اسلامی به مساله دشوار ارتباط هنر اسلامی با زبان عربی می‌پردازد و در دو مقاله این موضوع را بررسی می‌کند توضیح داد: او همچنین برتاثیر زندگی صحرانوردی و چادرنشینی بر فرهنگ و هنر اسلامی می‌پردازد و در این باره متاثر از ابن خلدون است.
این مدرس دانشگاه تاکید کرد: بورکهارت وارد دانشگاه شد اما در دانشگاه نماند و همه آثارش را خارج از آکادمی تالیف و منتشر کرد و آیا اگر در داخل آکادمی می‌ماند محیط دانشگاهی چنین اقتضایی دارد؟
به گفته فرزیان یار، آثار بورکهارت درباره هنر از دو نظر دیریاب است؛ نخست اینکه او در بحث هنر سنتی جهان اسلام به عرفان و حکمت بسیار ارجاع می دهد و بر مبنای آن بحث می‌کند. از سوی دیگر شکل بیان و گزیده گویی آثار بورکهارت هست که بسیار فشرده است و نیاز به شرح و توضیح دارد. او کتابی درباره کیمیا دارد و می‌گوید که چگونه کیمیاگر برخلاف واقعیت هدف اصلی‌اش تبدیل فلزات بی خاصیت به فلزات باارزش نیست بلکه کیمیا روش سلوکی برای کیمیا گر است.

نصر: «هنر اسلام» مهمترین اثر غربی‌ها درباره هنر اسلامی است
سید حسین نصر هم در این نشست درباره حیات علمی و شخصی بورکهارت توضیح داد: طی عمر خود با متفکران بسیاری برخورد کردم که از بزرگترین آنها سید ابراهیم بورکهارت بود. تا قبل از وفاتش با هم مکاتبه داشتیم و بعد از اینکه به آمریکا تبعید شدم نتوانستم به لوزان بروم و او را ببینم. او از فضایل و استعدادهای گوناگونی برخوردار بود. استاد بی ‌نظیری در هنر، فلسفه، متافیزیک، ادیان و ... بود و آثار برجسته‌ای از خود به جا گذاشت.
او ادامه داد: بورکهارت در مدرسه همشاگردی شوان بود و مانند او در سال‌های آتی حسی در او ایجاد شد که آنچه در غرب وجود دارد اصالت معنوی ندارد و به همین دلیل مدت زیادی به مراکش رفت و با استادان سنتی در مدرسه و حوزه‌های عرفانی درس خواند و با بزرگان صوفیه در غرب آشنایی داشت. در دهه 30 او به اروپا برگشت و همراه شوان بود. خانه‌اش در شمال لوزان بود و منظره بسیار زیبایی داشت.
نصر با بیان اینکه بورکهارت در این سال‌هایی که گذراند به دلیل تخصصی که در هنر و فرهنگ آفریقای شمالی داشت مورد توجه یونسکو قرار گرفت گفت: به همین دلیل سفرهای متعددی به مراکش داشت. او زندگی‌اش را از ریاست بر یک مرکز انتشاراتی می‌گذراند و در آنجا کتاب‌های بسیار مهمی در حوزه جنبه سنتی هنر و حوزه‌های ذیربط به چاپ رساند. خانواده او از مهمترین خانواده آلمانی در سویس هستند و بورکهارت می‌گفت امیدوارم خدمات من به اسلام تلافی خطاهای اجداد من باشد.
این فیلسوف سنتی گرای ایرانی در ادامه به بیان برخی ویژگی‌های اخلاقی بورکهارت پرداخت و افزود: او کوته بین نبود، دست و دلباز و واقعا استثنائی بود. در آن سال‌ها سفرهای مختلفی داشت. در سال 1966 با هم سفری کردیم. هر دو به بیروت دعوت شدیم و از آنجا سر قبر ابن عربی رفتیم که سفر فراموش نشدنی بود. پس از آن او به بیت المقدس رفت اما من به دلیل برگشت به ایران نتوانستم همراه او باشم. او را دعوت کردم که به ایران بیاید و درباره اسلام و هنر ایرانی هم کتاب بنویسد. او ویراستار کتاب شهرهای روح بود و آثار بی نظیری را در این باره  نوشته است.
نصر افزود: او به ایران نیامد اما علاقه زیادی به فرهنگ و هنر ایران داشت. مرحوم بورکهارت در جوانی آشنایی دست اول با اسلام پیدا کرد. خیلی از نهادها و ساختارهای اجتماعی در مراکش طی آن سال‌ها وجود داشت و او در مراکش چیزهای زیادی یاد گرفت و کتابی هم به نام مغرب نوشته است که در آن طراحی از افراد برجسته معنوی در مراکش به زبان آلمانی دارد.
نصر در بخش دیگری از سخنانش درباره آثار مهم بورکهارت سخن گفت و توضیح داد: اغلب آثار مهم او برای بعد از جنگ جهانی دوم است. نخستین اثرش ترجمه قسمت اول و متافیزیکی فصوص الحکم ابن عربی است که در سال 1955 به چاپ رسید. این کار بیش از کارهای نیکلسون در معرفی ابن عربی به دنیا موثر بود. بعدها ایشان کتاب‌های دیگری درباره تصوف نوشت.
بسیاری از نوشته‌های او که مربوط به دنیا و فرهنگ اسلامی است به زبان آلمانی و فرانسه نوشته می‌شد که از آن جمله ترجمه الانسان کامل، قسمتی از آثار ابن عربی مربوط به احکام نجوم و ... است.
این استاد فلسفه با اشاره به اینکه بورکهارت با جهانشناسی آشنا بودند و در این باره آثار بسیار تاثیرگذاری نوشته است یادآور شد: من وقتی در هاروارد رساله دکتری را می‌گذرانم از آثار ایشان بسیار استتفاده کرد و با او بسیار سخن می‌گفتم. او اطلاعات عمیقی درباره جهان شناسی داشت.
به گفته نصر، دسته دیگر آثار او کتاب‌هایی است که درباره اسلام شناسی نوشته است. ایشان خیلی خوب انگلیسی می‌دانست اما به فرانسه می‌نوشت.
نصر با تاکید بر اینکه مهمتری آثار بورکهارت مربوط به آثاری است که درباره اسلام شناسی نوشته گفت: سه کتاب درباره هنر و جهان شناسی اسلام نوشته شد که در کنفرانسی در لندن مورد توجه قرار گرفت: نخست کتاب هنراسلام بورکهارت، کتاب من و کتاب مارتین لینگز.
او افزود: کتاب «هنر اسلام» بورکهارت به فارسی هم ترجمه شده و مهمترین اثر غربی‌ها به لحاظ عمقی درباره هنر اسلامی است. ده‌ها کتاب در این باره منتشر شده اما این کتاب شاهکار است و خوشحالم این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده است. کتاب خودم را هم مرهون ایشان می‌دانم.
نصر در ادامه به دسته دیگر آثار بورکهارت پرداخت و گفت: کتاب‌های مقایسه‌ای که او درباره شرق و غرب نوشته از جمله کتاب‌های «هنر مقدس در شرق و غرب» در این دسته قرار می‌گیرد. او آثار بسیاری درباره هنر اسلامی نوشته و سلسله انتقاداتی ضد تجدد داشته است.
به گفته این استاد فلسفه، بورکهارت عمیق‌ترین نقد را به یونگ داشته است چون پیش از این برخی معتقد بودند چون فروید ملحد بود، یونگ می‌توانسته روانشناسی دین مبتنی بر ادیان ایجاد کند.  اما من نیز با بورکهارت موافقم که یونگ بین حقایق عالم رب‌النوعی و عالم مثال اشتباه می‌کرد و آنچه که می‌گفت زباله دانی تمثیلی بشر است.
نصر گفت: او چهار مقاله نوشت که به صورت کتاب درآمد و نقدی بر جوانب دنیای جدید بود و به علوم جدید انتقاد کرده است. این کتاب به زبان انگلیسی ترجمه شده است و امیدواریم به زبان فارسی هم ترجمه شود. این روزها هم برخی از مقالات ایشان به صورت کتاب درآمده است. بورکهارت برای روشن کردن جنبه تمثیلی خیلی از افعال مطالبی داشته که به آن توجهی نمی‌شود مثلا او درباره تمثیلات بازی شطرنج نوشته‌ای دارد و توضیح می‌دهد چگونه این بازی وارد کشورهای مختلف می‌شود.
سید حسین نصر در بخش دیگری از سخنانش درباره اندیشه بورکهارت سخن گفت و یادآور شد: خداوند به او چشم دیگری داده بود و هر صورتی را به ویژه در هنر می‌دید. در واقع او می‌توانست ببیند که نیت درونی سازنده هر هنری از کجا آمده است. او می‌توانست تمایز هنر سنتی و هنر مدرن را تشخیص دهد و آشنایی خیلی عمیق با فرهنگ و سنت غرب داشت.
این استاد فلسفه در پایان درباره بورکهارت خاطره‌ای ذکر کرد و گفت: در سال 1977 اولین کنگره تعلیم و تربیت آموزش اسلامی در شهر مکه تشکیل شد که هیئت چهارنفره‌ای از جمله من برای این کار فعالیت می‌کرد. ما تصمیم گرفتیم با بورکهارت و مارتین لینگز برای انجام حج عمره برویم. هر سه لباس کاملا سنتی مثل عبا تنمان داشتیم. همین طور که دور کعبه طواف می‌کردیم یکی از بزرگترین روانشناس پاکستان ما را دید و جلوی ما ایستاد و نگذاشت ما طواف کنیم. یک دست را به عبای من و یک دست دیگرش را به عبای بورکهارت گرفت و گفت نمی‌گذارم که یک قدم بردارید تا به من نگویید چطور می‌توانید طواف کنید و همان لحظه زندگی معنوی و صوری او تغییر یافت.
نصر تاکید کرد: بورکهارت بسیار فروتن بود. هیچگاه ادعای دانش نمی‌کرد. هیچگاه از کمک کردن به دیگران دریغ نمی‌کرد. ثروتمند بود اما زندگی که داشت با ایثار توام بود. او آن چنان فروتن بود که خاطرم هست وقتی به دیدارش می‌رفتم از صبح تا شب همراهم بود حتی وقتی می‌خواستم کفشم را واکس بزنم ایشان می‌آمد.
این استاد فلسفه در پایان گفت: من خیلی خوشحالم در ایران بزرگداشتی برای او گرفته می‌شود گرچه او در مراکش بسیار نفوذ دارد و بزرگداشتی برای او گرفته شد اما در سایر ممالک عربی و اسلامی منزلتی که در ایران دارد، ندارد با وجود اینکه هیچ گاه به ایران نیامده است. او مقام خاصی در قلب و فکر ایرانیانی دارد که به فکر حفظ و اصالت هنر ایرانی هستند و در محیط فرهنگی ایران بورکهارت یک حقیقت زنده است. امیدوارم این بزرگداشت درب را برای یادگیری حقایق آثار بورکهارت باز کند.
او تاکید کرد: مهمترین چیزی که او برای ما گذاشت وجود خودش بود. همواره با ذکر قرآن و حقیقت اسلام مانوس بود و آدم باور نمی‌کند یک فرد از یک خانواده ثروتمند سوییسی صاحب فضیلت و دانش با هم باشد.

جهان‌شناسی سنتی بورکهارت
غلامرضا اعوانی در پنلی که روز گذشته برگزارشد مقاله مفصلی را درباره «جهان­ شناسی سنتی بورکهارت» ارائه کرد و گفت: او کتاب‌های زیادی درباره جهانشناسی دارد که از آن جمله مقایسه جهان شناسی در ادیان و هنرهای سنت‌های مختلف است که اثری بی نظیر است. همچنین کتاب‌های او درباره هنر مسحیت باعث شد که پاپ به او جایزه دهد.
او ادامه دارد: علمی که بورکهارت به سنت‌ها و ادیان‌های مختلف داشته به دلیل تسلط او به جهان‌بینی‌های مختلف بوده و این به جهان‌شناسی تطبیقی کمک کرده است. او عارف طراز اولی بوده و نخستین کسی است که فصوص الحکم، انسان الکامل و مواقع‌النجوم را ترجمه کرده است.
به گفته این استاد فلسفه بورکهارت، درباره جهان شناسی دانته چندین مقاله دارد که بسیار قابل توجه است. او درباره جهان شناسی و سنت علم جدید مقالات دیگری دارد که بسیار مهم است. بورکهارت در کتاب «اسلام در اندلس» به جهان شناسی اسلامی و ارتباطش با دانته می‌پردازد. او معتقد است دانته تحت تاثیر ابن عربی بوده و جهان شناسی اسلامی به ویژه ابن سینا روی او تاثیر گذاشته است. او مقاله‌ای درباره مقدمه‌ای بر جهان شناسی دارد  و بحث می‌کند که  قرون وسطی هنرهای هفتگانه داشته و این مقدمه‌ای برای جهان شناسی بوده است.
اعوانی گفت: یونانی‌ها معتقد بودند این جهان عالم کبیر وانسان عالم صغیر است اما عرفا برعکس این را معتقدند. این تقارن بین انسان و عالم در علوم قدیم وجود داشته که مقدمه‌ای برای جهان شناسی بوده است. بر اساس رویکرد بورکهارت، وقتی مورخان عصر جدید به جهان قدیم می‌نگرند دچار اشتباه می‌شوند و می‌خواهند با معیارهای مادی شاهکارهای قرون وسطی را تفسیر کنند، آنها می‌خواهند جهان شناسی الهی را با معیارهای مادی تفسیر کنند و این از نظر او بسیار غلط است.
او یادآور شد: مورخان از نظر بورکهارت جنبه رمز و تمثیل را در جهان شناسی درست تشخیص نمی‌دهند در حالی که کلید فهم حکمت درک تمثیل است. شما نور را بگیرید می‌‌توانید به نور الانوار برسید. سهروردی معتقد  است حکمایی مانند ارسطو رمز را درک نکردند. پس علم امروز جنبه رمزی را متوجه نمی‌شود و روی جنبه روانشناختی و عاطفی تاکید می‌کند.
اعوانی گفت: علم جدید هر چیز محسوس را مورد شک و تردید قرار می‌دهد. ریاضیات را فقط از منظر کمی مورد بررسی قرار می‌دهد نه کیفیات و عالم را ریاضی می داند و ریاضی را به کمیات محدود می‌کند. علم جدید از نظر دکارت مادی و تک ساحتی است  و از آنجایی که عالم صغیر و کبیر با هم مطابقت دارد اگر علم را تک ساحتی کنید انسان را هم تک ساحتی می‌کنید.
این استاد فلسفه با بیان اینکه اشکال جهانشناسی جدید این است که آن را به پایین ترین درجه فرو می‌کاهد عنوان کرد: بورکهارت در کتاب اسلام در اسپانیا،  به بهترین شکل درباره هنر اسلام سخن گفته است. او درباره جهان شناسی اسلامی و ارتباطش با دانته صحبت کرده و مراتب فلکی را در آن شرح داده است.

روز دوم همایش
اوج کمال بورکهارت در روش تحقیق و تبیین مطالب 
در روز دوم همایش در پنلی تخصصی لادن اعتضادی مقاله خود با عنوان تبیین روش تاویلی بورکهارت در تالیف کتاب «شارتر، پیدای کاتدرال» ارائه کرد و درباره ترجمه فارسی این اثر به کوشش خود توضیحاتی داد و افزود: ترجمه این کتاب به نحوی توفیقی برای من بود. چون در دوران بسیار پرمشغله کتاب سنگینی با محتوای دقیق ترجمه می‌کردم، بنابراین چندین ساله طول کشید تا این کتاب را ترجمه کردم. این کتاب در مباحث تاریخی و تاریخ معماری جهان برای من کارگشا بود. بعد از چهارسال که از ویرایش آن گذشت دیروز از انتشارات به من زنگ زدند که دوباره کتاب را بازنگری کنم.
او در ادامه به معرفی این کتاب و روش تحقیق و نگارش بورکهارت در آن پرداخت و افزود: کتاب برای نخستین بار به زبان آلمانی در سال 1962 به چاپ رسید و در سال 1995 به انگلیسی ترجمه شد. در سال 2010 به کتاب اضافاتی شد. بورکهارت  در مقدمه کتاب می‌گوید که این اثر به شیوه تاریخی نگرانه نوشته نشده و مخاطب هم نباید چنین خوانشی از این اثر داشته باشد. با اینکه درباره شارتر، پیدای کاتدرال آثاری بسیاری نوشته شده اما این اثر بی نظیر است. نویسنده با هنر خودش مخاطب را در حال و هوای معنوی زمان پیدایش این اثر قرار می‌دهد و بورکهارت این توانایی را دارد.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: این کتاب یک اثر تاریخی معماری نیست اما آثار تاریخ معماری را می‌توان در این قالب مشاهده کرد و تحول را با نگاهی در آثار گذشتگان مشاهده کرد. تاریخ نگاری معماری یک پدیده‌ای است که قالب نوین خودش را از قرن 19 دارد و بر اساس نگاه تاریخ‌نگارانه شکل می‌گیرد. این دیدگاه می‌گوید پژوهش باید به شواهد و اسناد تاریخی مستند باشد نه سلیقه شخصی نویسنده.
اعتضادی با بیان اینکه بورکهارت انسان ماهری در شناخت فرهنگ‌ها بود و عموی آن را از سرآمدان کسانی می‌دانند که نگاه تاریخی به فرهنگ داشت افزود: او آثار متعددی نوشته که در میان همه شارتر از ویژگی بارزی برخوردار است چون او در این کتاب به اوج کمال در روش تحقیق و تبیین مطالب رسیده است. این شکوفایی و کمال را حتی در کتاب شهر مریم عذری را هم نمی‌بینیم. شارتر بسیار تفصیلی‌تر و با روش تکاملی‌تری از کتاب قبلی نوشته شده و این روش تاویل چهارلایه‌ای است که مبتنی است بر روشی که در مدرسه شارتر تدریس می‌شد.
او تاکید کرد: هنر بورکهارت نه تنها روش تاویل چهارلایه‌ای است که مبتنی است بر روشی که در مدرسه شارتر تدریس می‌شد بلکه نزدیک کردن عرصه بینش و فهم انسان امروزی به عرصه بینش و فهم انسان قرون وسطی است. امروز تحت تاثیر هرمنوتیک در فلسفه معاصر می‌توانیم درک نزدیک‌تری به نوشته‌های سنت‌گرایان از جمله بورکهارت داشته باشیم. او از تاویل استفاده کرده اما به روشی که در مسیحیت قرون وسطی به کار گرفته می‌شد.
به گفته اعتضادی، در کتاب‌های تاریخ معماری امروز تحت تاثیر مباحث هرمنوتیکی، مباحث معناگرایی در تاریخ معماری مطرح می‌شود که از آن جمله می‌توان کتاب معنا در معماری غرب را نام برد اما باز با مقایسه این کتاب با اثر بورکهارت می‌بینیم باز روش او در این کتاب بسیار عمیق‌تر است.
او در ادامه به تشریح روش چهار لایه‌ای بورکهارت پرداخت و درباره فصول کتاب «شارتر، پیدای کاتدرال» توضیحاتی را ارائه کرد.
 
چرا بورکهارت با الگ گرابار مخالف است؟
سیّدرضی موسوی­ گیلانی نیز در بخش دیگری از این پنل درباره مقاله خود با عنوان «مبنای معرفت­ شناختی تیتوس بورکهارت درباره هنر اسلامی و نقد نگرش الگ گرابار» سخن گفت و افزود: سنت‌گرایان بر این باورند که برای حل پرسش‌های ما درباره هنر و عناصر تمدنی باید به تمدن‌های شرقی برگردیم که این تمدن‌ها بر محوریت دین پایه‌گذاری شده است. آنها معتقدند ادیان مولفه‌هایی دارند که می‌تواند سنت و ویژگی‌های خاص به تمدن شرقی ببخشد. بر این اساس سنت‌گرایان تفکرشان مبتنی بر سنت به معنای دین است.
او گفت: در میان پژوهشگران هنر اسلامی دو طیف محقق جدی داریم؛ نخست مورخان هنری هستند که سال‌ها درباره هنر اسلامی پژوهش کردند. برخی از این محققان در حوزه ایران و برخی دیگر در سرزمین‌های عرب فعالیت کردند و آثار درخشانی نوشتند. در کنار مورخان هنر طیف دیگری از محققان را داریم که وجه اساسی فکرشان این است که قرائت دیگری از هنر اسلامی دارند و معتقد به وجود عناصر رازآلود و حکمی و عرفانی و برگرفته از الهیات هستند. در این طیف می‌توان افرادی مثل هانری کربن، ایزوتسو، بورکهارت را نام برد.
موسوی­ گیلانی ادامه داد: آنها این دغدغه را دارند که بعد از اسلام آیا ما هنر خاصی مانند هنر اسلامی داریم یا خیر؟ این یکی از پرسش‌های اساسی است که میان این دوطیف مطرح است. یکی دیگر از سوال‌هایی که بین این دو طیف است بیان می‌شود این است که آیا در هنری که بعد از اسلام وجود دارد، در فرم، اسلوب و تکنیک شاهد روش خاصی هستیم یا هنر اسلامی ادامه روند پیش از آن است یا ادامه هنر ایران باستان، رم و بیزانس است؟
او با اشاره به اینکه بورکهارت بر این باور است که هنر اسلامی در فرم و اسلوب ادامه دهنده عناصر قبل از آن است عنوان کرد: ما باید بپذیریم تمدن اسلامی لزوما تنها توسط پیامبر صورت نگرفته است بلکه سبک زندگی اسلامی تنها با حضور تعالیم نبوی آغاز می‌شود اما تک تک انسان‌ها در شکل‌گیری این پازل حضور دارند و این انتظار بی جایی است که فکر کنیم تمام تمدن اسلامی طی 23 سال حضور نبوی شکل گرفته است.
به گفته این مدرس دانشگاه، الگ گرابار معتقد است با اینکه در قرآن لفظ مسجد گفته می‌شد اما این سازه امروزی نیست بلکه محلی برای عبادت است او می‌خواهد بگوید حتی آنچه را که امروز به آن مسجد می‌گوییم در زمان پیامبر معماری خاصی نداشته چه برسد به اینکه اسلوب خاصی داشته باشد. او می‌گوید وقتی از هنر اسلامی نام می‌بریم اسلوب خاصی مد نظرمان نیست بلکه فقط یک لیبل است برای هنر اسلامی و المان‌های مشخصی که آن را از هنرهای دیگر جدا کند، وجود ندارد.
به گفته او، بورکهارت معتقد است تعالیم نبوی منجر شده هنر اسلامی در فرم و محتوا به یک سوی خاص برود. چرا مسلمانان در مساجد از عناصر فیگورایو استفاده نکردند؟ من معتقدم هنر نزد پیامبر که موسس یک دین وحیانی است اولویت جدی نداشت چون باید با شرک می‌جنگید. عناصر وحیانی که ایشان آوردند روی هنر تاثیر گذاشت و ما می‌بینیم که چرا برهنه‌نگاری مورد توجه مسلمانان نبود و نهادینه نشده و این بدلیل تاثیرات وحیانی دین اسلام است.
موسوی­ گیلانی گفت: ما یک مورخ دیگری داریم که نظرش با الگ گرابار متفاوت است مولف «تاریخ هنر ایران» معتقد است مسلمانان هنر خاصی ندارند چون در تعالیم اصلی نسبت به هنر نگاه سلبی بوده است. بنابراین آنها اقبالی نداشتند که به سوی هنر بروند. او می‌گوید با اینکه هنر زاییده فکر است اما در فکر آنها هنر جایی نداشته چون معتقد بودند دنیا فانی است.
این مدرس دانشگاه تاکید کرد: البته این سخن او مورد پذیرش نیست. بورکهارت می‌گوید هنر اسلامی معنادار و بر آمده از هستی شناسی و معرفت شناسی خاص است به همین دلیل در هنر و در سازه‌هایی که مسلمانان می‌آفریند تاثیر دارد.

منبع: ایبنا