کلام اشاعره وامدار کلام خواجه طوسی است

میراث مکتوب- کلام اشعری سه مرحله را در تاريخ خود تجربه کرده: مرحله نخست، مرحله تأسيس است که با خود ابوالحسن اشعری آغاز می شود و تا امام الحرمین جوینی ادامه پيدا می کند. در اين مرحله کلام اشعری از نقطه نظر شيوه های جدلی و استدلالی وامدار معتزله است اما در عقايد تابع مکتب اعتقادی اهل "سنت" است (يعنی کسانی که هم مخالف معتزله بودند و هم مخالف حنبليان و اهل حديث سنی مذهب). مهمترين تحول در اين دوران به پذيرش نظريه احوال بر می گردد که باقلانی نهايتا در هداية المسترشدين آن را پذيرفت و بدين ترتيب توانست نظريه ای جديد نسبت به ديدگاه سنتی اشعريان درباره صفات قديم ابراز دارد.

مرحله دوم از امام الحرمین جوينی آغاز می شود و تا عصر فخر رازي ادامه می يابد: در اين دوره جويني تحت تأثير دو مکتب در باورها (و نه تنها نظام استدلال)ی کلامی قرار می گيرد: يکی مکتب ابوالحسين بصري (از معتزله) و ديگری پاره ای از نظريات ابن سينا. مکتب جوينی بعد از مدتی که در خراسان پی گرفته شد به ويژه بعدا در مغرب تا قرن ها مکتبی بلا منازع در ميان مالکيان اشعری مذهب بود. او نظريه احوال را با قرائت اشعری گسترش داد و درباره موضوعات اساسی در کلام اشعري نظريات تازه ای متأثر از معتزله و فلاسفه داشت.

مرحله سوم مرحله فخر رازي است که کلام فلسفی از اين دوره مطرح می شود و ساختار و بيان کلامی اشعريان تغيير کلی پيدا می کند و در واقع تحت تأثير مستقيم فلسفه ابن سينا قرار می گيرد.

با وجود اينکه فخر رازي در پيدايش طريقه جديد کلام اشعری سهم مهمی دارد اما به دليل رواج تجريد و شرح اشارات خواجه نصير در نظام آموزشی اشعريان و به ويژه در ميان شاگردان سنی خود خواجه و نسل بعد آن شاگردان و بعدا به طور خاص به دليل مکتب شيراز عمده مباحث کلامی که اينک در ساختار کلام فلسفی تبيين می شد تا دوران عثمانی و تا به امروز در ميان اشعريان تحت تأثير آثار خواجه به شکل مستقيم و يا غير مستقيم قرار دارد. آنچه در اين دوره از کلام اشعري توسط متکلمان اشعری تدوين شد تنها در خطوط اصلی با کلام دوران اشعری و باقلانی شباهت دارد و الا در بسياری از مباحث تحت تأثير خواجه نصير طوسي (و فخر رازي) است.

در واقع کلام اشعري حدود هفتصد سال است که بر سر سفره کلام فلسفی خواجه نصير طوسی، متکلم و فيلسوف بلندآوازه شيعی نشسته است.

حسن انصاری

منبع: کاتبان ـ بررسی‌های تاریخی