نکوداشت زادروز ابوریحان بیرونی

به گزارش روابط عمومی مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب، یکصد و سی و سومین نشست از سلسله نشست‌های این مؤسسه، به نکوداشت زادروز ابوریحان محمد بن احمد بیرونی اختصاص داشت که روز جمعه 14 شهریورماه 1399، در بخش لایو (پخش زنده)  صفحۀ اینستاگرام مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب برگزار شد.

در این نشست که به مناسبت هزارۀ درگذشت ابوریحان بیرونی برگزار شد، پرویز اذکایی، با موضوع «ابوریحان بیرونی و آثار الباقیه» و محمد باقری با موضوع «نگاهی به آثار ریاضی و نجوم بیرونی» سخن گفتند و مدیریت این جلسه نیز به عهدۀ امیرمحمد گمینی بود.

در ابتدای این نشست دکتر اکبر ایرانی، مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب، ضمن ارائۀ توضیحات و گزارشی دربارۀ برگزاری نشست‌های میراث مکتوب از طریق فضای مجازی، از تصحیح کتاب آثار الباقیۀ ابوریحان توسط دکتر اذکایی و انتشار آن از سوی مؤسسۀ میراث مکتوب و نیز انتشار ترجمۀ آن از سوی ناشری دیگر یاد کرد و در خصوص دیگر آثار ابوریحان بیرونی منتشرشده از سوی میراث مکتوب، گفت: میراث مکتوب کتاب «الجماهر فی الجواهر» را با تصحیح آقای یوسف الهادی، محقق فاضل دانشمند عراقی، منتشر کرده است. ما کتاب‌های القند فی ذکر علماء سمرقند، تاریخ الیمینی و طبائع الحیوان را هم از ایشان منتشر کرده‌ایم. کتاب الجماهر هم از کتاب‌های ارزشمند ابوریحان بیرونی است که به خصوص با ۱۵ مقدمه و ۱۵ ترویحه‌ای که دارد در بحث اقتصاد کلان و مباحث مالی خیلی ارزشمند است.  

وی از تمایل مجموعۀ میراث مکتوب به تحقیق و تصحیح تازۀ برخی آثار ابوریحان و چاپ مجدد التفهیم سخن گفت و افزود: ما در ترکیه نسخه‌ای بسیار قدیمی از کتاب الصیدنه فی الطب مربوط به قرن ششم پیدا کرده‌ایم که قرار است به مناسبت هزارۀ ابوریحان چاپ عکسی شود. پرداختن به آثاری همچون پاتنجلی و قانون مسعودی هم در دستور کار ما بود که با شرایط پیش‌آمده به تعویق افتاد.

دکتر ایرانی در پایان سخنان خود ابوریحان بیرونی را از جهاتی برترین و پرآوازه‌ترین دانشمند ایرانی توصیف و اظهار امیدواری کرد که این نشست که به مناسبت هزارۀ فوت وی برگزار می‌شود برای علاقه‌مندان تاریخ و تاریخ علم ایران مفید باشد.

در ادامه دکتر امیرمحمد گمینی دربارۀ جایگاه علمی ابوریحان بیرونی گفت: یکی از تفاوت‌های بیرونی با بسیاری از دانشمندان و فلاسفه جهان اسلام پررنگ بودن جنبه ریاضیدانی و منجم بودن اوست. بیرونی دارای اندیشه‌های فلسفی هم هست، اما در مقایسه با ابن‌سینا، منتقد فلسفه ارسطویی و نوافلاطونی محسوب می‌شود.

در ادامه گمینی ضمن دعوت از دکتر پرویز اذکایی از ایشان خواست که در ابتدا دربارۀ فعالیت‌های خود و دلیل پرداختنش به آثار ابوریحانی بیرونی توضیحاتی ارائه کند.

سخنرانی دکتر اذکایی

نحوۀ آشنایی با الآثار الباقیه عن القرون الخالیه و دیگر آثار بیرونی

دکتر اذکایی دربارۀ نحوۀ آشنایی خود با کتاب الآثار الباقیه گفت: من در سال ۱۳۴۰ مقاله‌ای دربارۀ نوروز برای مجلۀ حوزۀ علمیه همدان نوشتم که به دلیل حجم زیاد آن به عنوان ضمیمۀ آن مجله چاپ شد. در آن مقاله من نقلی با واسطه از ابوریحان بیرونی کرده بودم. در آن زمان آیت‌الله معصومی همدانی، از کتابخانۀ خودشان چاپ اول الآثار الباقیه به سعی و اهتمام ادوارد زاخائو در لایپزیک را که حدود سال‌های 1870 چاپ شده بود به من اهدا فرمودند و گفتند مطالبت را به استناد این کتاب بنویس و این شروع آشنایی من با الآثار بود. من در مدت چند ماه این کتاب را خواندم و شیفتۀ آن شدم و بعد از آن مطالعاتم راجع به بیرونی و آثار دیگرش بیشتر شد.

وی با اشاره به برگزاری کنگرۀ جهانی ابوریحان بیرونی در سال ۱۳۵۲ در ایران و برخی از دیگر کشورها، گفت: در آن زمان از من خواسته شد که به مناسبت این کنگره دو کتاب تهیه کنم. کتاب اول زندگینامه ابوریحان بیرونی بود که ترجمه‌ای از کتاب دکتر علی الشابی، دانشمند تونسی، بود. کتاب دیگر کتاب «کارنامۀ بیرونی» بود که از تحقیق ژاک بوالو از فرانسه در کتابشناسی بیرونی بود و من آن را ترجمه کردم و به آن ترجمۀ فهرست کتاب‌های بیرونی را که خود او بعد از فهرست کتاب‌های رازی آورده، ضمیمه کردم. این کتاب خیلی مورد توجه قرار گرفت، به حدی که بعدها جزو رسالۀ اجتهادی من در دانشگاه منچستر شد.

دکتر اذکایی با اشاره به تداوم مطالعات و پژوهش‌هایش دربارۀ بیرونی، گفت: پس از چند سال سازمان سمت به ریاست مرحوم دکتر احمد احمدی از من خواستند کتاب جامعی راجع به ابوریحان بیرونی برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای فلسفه تألیف کنم. من برای این منظور هم آثار بیرونی را مطالعه کردم و هم تحقیقاتی را که دربارۀ او تا آن زمان در دیگر کشورها و مراکز علمی شده بود، مورد بررسی قرار دادم. نتیجه این پژوهش کتاب جامعی شد که در عین حال موجز و فشرده و دایرة المعارفی نوشته شده بود. این کتاب مورد عنایت قرار گرفت اما چاپش طول کشید و ناچار انتشارات طرح نو این کتاب را با نام «ابوریحان بیرونی: آرا و عقاید» چاپ کرد. این کتاب تا به حال چندین بار تجدید چاپ شده است.

چگونگی تصحیح الآثار الباقیه

وی با اشاره به پیشنهاد چاپ الآثار الباقیه پس از تأسیس مؤسسۀ میراث مکتوب، گفت: پیش از آن شادروان دکتر زریاب خویی کتاب الصیدنة فی الطب ابوریحان را تصحیح کرده بودند و آقای یوسف الهادی هم کتاب الجماهر فی الجواهر را چاپ کرده بودند. الآثار الباقیه سومین کتاب ابوریحان بود که چاپ می‌شد و قرعۀ آن به نام من افتاد و من متن عربی آن را تصحیح کردم و میراث مکتوب هم آن را چاپ کردند.

دکتر اذکایی با اشاره به این که این کتاب پیشتر توسط زاخائو تصحیح شده بود، کار زاخائو را از شاهکارهای تصحیح دانست و گفت: مسئله‌ای که تصحیح دوبارۀ الآثار الباقیه را ایجاب می‌کرد این بود که نسخه‌های زاخائو ناقص و همه متعلق به قرن نهم به بعد بودند. در زمان زاخائو نسخه کامل الآثار الباقیه مکشوف نشده بود و صفحاتی که در تصحیح زاخائو نیامده حدود 100 صفحه می‌شد.

وی ادامه داد: زمانی که این پیشنهاد به من شد می‌دانستم یک نسخۀ کامل این اثر مربوط به سال 603 در کتابخانۀ عمومی استانبول موجود است. بنابراین میراث مکتوب نسخه‌های مختلف این کتاب، حتی نسخه‌های مورد استفادۀ زاخائو را هم، برای من آماده کرد و این کار صورت گرفت. نتیجتا تصحیحی که من ارائه کردم کاملترین تصحیح الآثار الباقیه است. در حالی که

دکتر اذکایی با اشاره به رایج بودن فقره‌بندی متون کلاسیک یونان در چاپ‌های کشورهای غربی، گفت: من در چاپ کتاب الآثار الباقیه از این شیوه که پیش از آن در ایران سابقه نداشت بهره بردم. مرحوم استاد دانش‌پژوه، خیلی مایل بود این شیوه در چاپ کتب کلاسیک ما هم اعمال شود؛ منتها ایشان توفیق پیدا نکردند. با استفاده از فقره‌بندی دیگر کسانی که می‌خواهند به متن ارجاع دهند نیاز نیست شمارۀ صفحه را ذکر کنند بلکه کافی است عنوان فصل و شمارۀ فقره را بیاورند.

وی با اشاره شیوه‌ای که بر اساس آن عموما مصححان و محققان تعلیقات را در پایان کتاب می‌آورند، گفت: معمولا کسی تعلیقات پایان کتاب را نمی‌خواند و من در چاپ الآثار الباقیه این شیوه را هم تغییر دادم. همچنین تعلیقات زاخائو به انگلیسی را هم به فارسی ترجمه کردم. تعلیقات خودم را هم به صورت مشخص و متمایز از تعلیقات زاخائو آوردم. این کتاب به این شیوه چاپ و مورد توجه واقع شد و جایزۀ کتاب جمهوری اسلامی را هم برد.

محتوای الآثار الباقیه

دکتر اذکایی ضمن توصیف ابوریحان بیرونی به استاد الرئیس در علوم ریاضی، نجوم، طبیعیات و جغرافیا و دانشمندی تاریخدان و پژوهشگر گاه‌شناسی‌ها، دربارۀ محتوای الآثار الباقیه گفت: این کتاب اخبار و اطلاعات فراوانی از قرون خالیه، خصوصا به لحاظ جوانب اجتماعی و فرهنگی ملل قدیمه فراهم کرده است که در عین حال تصویری دقیق هم از عصر مؤلف به دست می‌دهد. این کتاب مشتمل است بر خلاصه تقویم‌های مختلف نجومی اقوام و توصیفات کاملی از همه گاهشماری‌ها و اعیاد معمول ملل و ادیان را فراهم می‌نماید. به عبارتی می‌توان الآثار الباقیه را یک کتاب تاریخ فرهنگی و مردم‌شناسی است.

وی با اشاره به عنوان کامل کتاب، یعنی الآثار الباقیه عن القرون الخالیه، گفت: قرون خالیه را عموما به معنای سده‌های گذشته می‌گیرند در حالی که «قرون» در درجۀ اول یک لغت قرآنی به معنای ملت‌هاست و مراد از «قرون الخالیه» ملت‌های گذشته است.

دکتر اذکایی گفت: ابوریحان نخستین تحریر این کتاب را در سال ۳۹۱ و هنگامی که در گرگان در خدمت امیر شمس المعالی قابوس بن وشمگیر زیاری بوده به فرجام رسانده است، اما در سال ۴۲۷ اضافاتی داشته است که نسخۀ کاملی که در دسترس است، همین نسخۀ تکمیل شده است. این کتاب شامل ۲۱ فصل است که من بنا به دلایلی آن را تبدیل به ۲۲ فصل کردم.

وی با بیان این که این کتاب از لحاظ تنوع موضوعات بی‌بدیل است، گفت: ماهیت شب و روز و آغاز آنها، ماهیت سال‌ها که از ترکیب روزها و ماه‌ها حاصل گردد، چگونگی مبدأهای تاریخی و تقویمی، اختلاف عقاید ملل راجع به ذوالقرنین، چگونگی ماه‌های مبادی تاریخ، چگونگی تاریخ‌شناسی‌ها و ازمنه سلاله‌های شاهان، ادوار سال‌ها و مبادی آنها، شهور و سنوات یهودیان، مبادی پیامبرنمایان و جماعات منسوب به آنها، جداول تاریخ ترتیبی و سنواتی انبیاء، امم و ملوک ایران و بابل و مصر و روم، اعیاد و شهور ایرانیان و سغدیان و خوارزمیان، اصلاح تقویم خوارزمیان، ایام تقویم یونانی که با ملل دیگر مشترک است، اعیاد و ایام روزه‌داری در ماه‌های یهود، ایام و اعیاد تقویم سریانی مربوط به مسیحیان ملکایی، اعیاد و ایام روزه مشابه و منطبق با مسیحیان، اعیاد مسیحیان نسطوری و ایام فطر آنها، اعیاد مجوس (زرتشتیان) و روزه و فطر صابئان، اعیاد عرب، اعیاد مسلمانان، مباحث راجع به منازل قمر، طلوع و غروب انهل و تصاویر جسم‌نما و جز اینها، عناوین فصول این کتاب است.

منحصر بفرد بودن اطلاعات تاریخی بیرونی در میان دانشمندان ایرانی

دکتر اذکایی بیرونی را در زمینۀ گاه‌شماری ایرانیان باستان استادی بی‌مناظر توصیف کرد و افزود: فهرستی که بیرونی از پادشاهان هخامنشی ارائه کرده حیرت و اعجاب دانشمندان و تاریخدانان را برانگیخته است. در کتاب‌های تاریخ ما مثل تاریخ طبری و خدای‌نامه ابن مقفع از تاریخ مادها و هخامنشیان ذکری نشده است. حتی فردوسی به تاریخ اشکانیان که می‌رسد ۱۶ یا ۱۷ بیت آورده است و می‌گوید «من جز از نام از ایشان نشنیده‌ام».

وی در مورد این که بیرونی چگونه به این اطلاعات دسترسی پیدا کرده است، گفت: بیرونی به کتاب‌های یونانی، سریانی و عبری دسترسی داشته و بیش از هفت زبان می‌دانسته است، از جمله زبان‌های پهلوی، سغدی، خوارزمی، عبری، سریانی، و یونانی. البته کسانی او را متعلق به نواحی ترک‌نشین معرفی می‌کنند در حالی که او اصلا ترکی نمی‌دانسته و خودش می‌گوید من از آن درخت تناور ایرانیان هستم.

دکتر اذکایی ادامه داد: بیرونی به سبب دانستن زبان یونانی و سریانی و عبری کتاب بروسس بابلی به نام تاریخ بابل مربوط به قرن سوم و چهارم قبل از میلاد را زیر دست داشته است. اینکه می‌گویم حیرت دانشمندان جهان را برانگیخته به همین علت است‌. از جمله استاد فقید شادروان یارشاطر همدانی دو مقاله دارد، و قبل از ایشان هم شادروان دکتر معین دربارۀ شاهان کیانی نوشته بود، اما دکتر یار شاطر از این موضوع سخن می‌گوید که در کتاب‌های تاریخ باستان ما از هخامنشیان یاد نشده و تنها بیرونی است که توانسته این کار را انجام دهد. البته ایشان گفته به خاطر دسترسی بیرونی به کتاب‌های یونانی و سریانی است، ولی کوشش من این بوده که کتاب‌های مورد استفادۀ بیرونی را مشخص کنم.

وی افزود: اسویوس رومی دو کتاب تاریخ داشته است که یکی تاریخ کلیساست و دیگری هم ترجمۀ او از تاریخ بروسس بابلی، بوده است و بیرونی کتاب تاریخ اسیویوس را در اختیار داشته است. او کتاب‌های دیگری را هم در اختیار داشته که امروزه در دست نیست و برخی از آنها از بین رفته است.

دکتر اذکایی دربارۀ نحوۀ دسترسی بیرونی که در خوارزم می‌زیسته به این آثار، گفت: بیرونی یونانی را پیش استادش ابونصر عراق یاد می‌گیرد. ابونصر از خاندان شاهی خوارزم بوده است. بیرونی به مناسبت مشکلاتی که برای خاندان آل عراق یعنی ایرانی‌تباران خوارزم ایجاد می‌شود، ناچار به ری می‌رود. یک‌سال آنجا بوده است و بعد به گرگان به دربار قابوس‌ بن وشمگیر می‌رود. این یک یا دو سال که در ری و گرگان بوده است به منابع کتابخانه‌های ری، به ویژه کتابخانه مجدالدوله دیلمی دسترسی پیدا می‌کند؛ کتابخانۀ مشهوری که محمود غزنوی آن را آتش زد.

وی با اشاره با این که بیرونی را پیرو فلسفۀ زکریای رازی دانسته‌اند، گفت: با توجه به این که گفته شده فلسفه رازی متأثر از مانویت بوده، باید گفت چنین آثاری در ری در دسترس بوده است و بیرونی پیش از این که سلطان محمود و دیگر سلاطین جبار کتاب‌های موجود در ری را از بین ببرند، به کتاب‌های اسویوس و سایر آثار سریانی دسترسی داشته است. به همین دلیل است که در الآثار الباقیه، با تمایز آشکار نسبت به دیگر مورخان اسلامی، از پادشاهی مادها تحت عنوان مملکة الجبلیه سخن گفته است.

دکتر اذکایی افزود: منظور از مملکة الجبلیه منطقۀ زاگرس است. زاگرس یک کلمۀ یونانی است. جغرافیدانان اسلامی هم مادستان را جبال می‌گفته‌اند. او شاهان بابلی و مادی را معرفی کرده و اسامی شاهان داستانی کیانی ایران را با سلاطین آشوری، بابلی و هخامنشی انطباق داده است.

وی ضمن بیان این مطلب که کتاب الآثار جای جای متضمن اکتشافات بیرونی در مسائل طبیعی، ریاضی و تاریخ و جغرافی است، افزود: از جمله تتبعات بی‌بدیل بیرونی تعیین تاریخ تأسیس دولت ساسانی بر حسب داده‌های کتاب شاپورگان مانی است که با نهایت دقت به ضبط آورده است و پیش از وی کسی بدان نکته نرسیده بود. این موارد نشان‌دهندۀ اهمیت کتاب آثار الباقیه از حیث تاریخ‌شناسی یعنی تقویم، تاریخ و تاریخ ادوار قدیم است؛ یعنی کتابی که یکی از شاهکارهای در دست مانده از بیرونی است.

در حال تکمیل ...