میراث عرفانی بایزید در تذکرة الاولیای عطار

میراث مکتوب- مقالۀ «میراث عرفانی بایزید در تذکرة الاولیای عطار» نوشتۀ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در شمارۀ 18 مجلۀ حافظ (شهریور 1384) به چاپ رسیده است.

در ابتدای این مقاله آمده است: «عرفان» چیزی نیست مگر «نگاه هنری و جمال شناسانه نسبت به الاهیات و دین». از این چشم‌انداز، هیچ دین و مذهبی وجود ندارد که در آن نوعی «عرفان» وجود نداشته باشد. حتی اگر کسانی باشند که، به هر دلیلی، یک دین و مذهب جدید را اختراع کنند و عده‌ای هم، به طور مفروض، بدان مذهب و دین ایمان بیاورند، پس از مدتی خود به خود به دو گروه تقسیم می شوند:            

1_ آن ها که این دین و مذهب را با نگاهی جمال شناسانه و هنری (یا به قول قدما: ذوقی) می نگرند. اینان عارفان ِ آن دین و مذهب خواهند بود؛

2_ آن ها که چنین نگاه هنری و جمال شناسانه یی نسبت به آن دین ندارند. چنین کسانی بیرون از دایره ی عرفان آن دین و مذهب قرار خواهند داشت.

اگر کسی این سخنان ساده بدیهی را به درستی دریافته باشد، به روشنی در می یابد که بر این اساس هیچ دین و مذهبی در تاریخ ظهور نکرده، مگر اینکه بعضی از پیروان آن در شمار عارفان آن مذهب قرار داشته‌اند؛ به تعبیری دیگر، هیچ دین و مذهبی وجود ندارد که در آن نوعی عرفان وجود نداشته باشد... .

برای مطالعۀ متن کامل مقاله کلیک کنید.