شاهنامه و هنرهای ایرانی

میراث مکتوب- ۲۵ اردیبهشت در تقویم ایران، روز بزرگداشت فردوسی و زبان فارسی نام‌گذاری شده است. شاهنامه فردوسی، نه‌تنها از طریق بازآفرینیِ اسطوره‌های ایرانی به نظم، باعث احیای زبان فارسی شد، بلکه روی سبک ادبی شاعران ایرانی سده‌های بعدی و همچنین خط و نقاشی مینیاتور ایرانی و موسیقی و نمایش ایرانی (از طریق شاهنامه‌خوانی و آواز زورخانه‌ای) اثرگذار بوده و این هنرها نیز متقابلا باعث ماندگاری و محبوبیتِ بیشترِ شاهنامه شده‌اند.

به همین بهانه در وبیناری با حضور استاد رسول مرادی، استاد انجمن خوشنویسان ایران و نگارنده شاهنامه به خط نستعلیق و آندره گالستیان، پژوهشگر موسیقی و ادبیات و مدرس دانشگاه به این موضوع پرداخته شده است.

 

 

خوشنویسی کل شاهنامه، کمتر اتفاق افتاده است

استفاده از هنر خوشنویسی برای نگارش شاهنامه چه سابقه‌ای در ایران دارد؟ و تاثیر شاهنامه بر رشد و بالندگی خوشنویسی در ایران چه بوده است؟

مرادی: قبل از این که صنعت چاپ به صورت چاپ سنگی وارد کشور ما شود، بسیاری از خوشنویسان حرفه‌ای که به آنها نساخ گفته می‌شد از آثار مکتوب فرهنگی از حافظ و سعدی و مولانا تا عطار و شاهنامه، نسخه برداری و آن را به نسلهای بعد منتقل می کردند. البته بعضی با نستعلیق و بعضی با خط نسخ می نوشتند و بعضا خطشان درجه یک و اثر هنری هم نبود، اما شغلشان این بود و کار آنها باعث می‌شد این آثار ارزشمند بماند و قبل از ورود صنعت چاپ و تکثیر شود.

اما کار هنری که کل شاهنامه به صورت نفیس خوشنویسی شده باشد، کمتر اتفاق افتاده است. مثلا شاهنامه شاه طهماسب، شامل  صحنه آرایی برخی داستانهای شاهنامه است. ۱۱۸ برگ از این شاهنامه نفیس و تاریخی سال ۷۴ از طریق مبادله یکی از آثار وارد ایران شد و در موزه هنرهای معاصر در معرض دید بینندگان قرار گرفت.

خوشنویسان در طول تاریخ بخشها و فرازهایی از شاهنامه را خوشنویسی کرده اند؛ اما نوشتن متن کامل آن با خط درجه یک هنری بسیار کم بوده است. چرا که شاهنامه برخلاف دیوان حافظ و سعدی که در حد ۵ تا ۶ هزار بیت است شصت هزار بیت دارد.

در صد سال اخیر یک شاهنامه امیر بهادر به خط عمادالکتاب است که متن کامل، اما بدون نقاشی و مینیاتور است و به صورت چاپ سنگی در نزدیک هزار صفحه منتشر شده است. از شاهنامه هایی که توسط استادان درجه اول نوشته شده، من فقط این شاهنامه را سراغ دارم.

در دوره معاصر هم خوشنویسان دیگری مثل خانم فریبا مقصودی کل شاهنامه را خوشنویسی کرده اند و چاپ شده است و استاد سجادی هم شاهنامه را کامل نوشته اند و در دو جلد آماده شده است. شنیده ام استاد نژادفرد لرستانی هم شاهنامه را خوشنویسی کرده اند.

اشاره به موسیقی، از ابتدا تا انتهای شاهنامه

موسیقی چه جایگاهی در شاهنامه دارد؟

گالستیان: موسیقی جایگاه بزرگ و ویژه ای در شاهنامه دارد. کل شاهنامه به موسیقی توجه دارد و فردوسی از ابتدا تا انتهای شاهنامه بحث موسیقی را بسیار برجسته مطرح می کند که به دو، سه نمونه اشاره می کنم.

فردوسی در ابتدای شاهنامه، در پادشاهی جمشید می گوید:

گرانمایه جمشید فرزند او / کمر بست یک دل پر از پند او

بر آمد بر آن تخت فرخ پدر/ به رسم کیان، بر سرش تاج زر

کمر بست با فرّ شاهنشهی/ جهان گشت سرتاسر او را رهی...

چو خورشید تابان میان هوا/ نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر آن تخت او/ شگفتی فرو مانده از بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند/ مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین/ بر آسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند/ می و جام و رامشگران خواستند

در اینجا به رامشگران اشاره می کند که به معنای نوازنده، نغمه پرداز و خواننده است.

در بحث خسرو پرویز و ‌شیرین که در اواخر شاهنامه است هم بحث موسیقی آمده است، رفتن خسرو به شکار و دیدن شیرین و فرستادنش به مشکوی خود

پس آن در ز رامشگران دو هزار/ همه ساخته رود روز شکار

به زیر اندرون هر یکی اشتری/ به سر برنهاده ز سر افسری

در اینجا هم بحث موسیقی و رامشگران را داریم.

ابیاتی هم از پادشاهی کیکاووس و آهنگ مازندران کردن او می خوانم.

چنین گفت کاز شهر مازندران/ یکی خوشنوازم ز رامشگران

اگر در خورم بندگی شاه را/ گشاید بر تخت او راه را

برفت از بر پرده سالار بار/ خرامان بیامد بر شهریار

بگفتا که رامشگری بر درست/ ابا بربط و نغز رامشگرست

بفرمود تا پیش او خواندند/ بر رود سازانش بنشاندند

به بربط چو بایست بر ساخت رود/ برآورد مازندرانی سرود

که مازندران شهر ما یاد باد/ همیشه بر و بومش آباد باد

خوشنواز، رامشگر، بربط، رود و سرود کلماتی است که مرتبط با موسیقی است و جایگاه والایی در شاهنامه دارد. این فرایند در کل شاهنامه هست.

سالها بود آرزوی نوشتن شاهنامه را داشتم

شاهنامه ای که شما با خط خوش نگاشته اید، چه ویژگی ها و ظرایفی دارد و چه تفاوتی با آثار قبل از خود دارد؟

مرادی: من که فرزند سرزمین توس هستم، سالها بود آرزوی نوشتن شاهنامه را داشتم. دیوان حافظ را دو بار و همچنین دیوان خیام را هم نوشته‌ام. در مجموع ۲۰ کتاب آثار کلاسیک نظیر سعدی و مولانا را نوشته‌ام، اما معتقدم شاهنامه فردوسی اهمیت بسیار زیادی در ادبیات ما دارد. چون اگر فردوسی نبود حافظ و مولانا را هم نداشتیم و این به دلیل نقش فردوسی در احیای زبان فارسی است. بقیه شعرا و هنرمندان هم به فردوسی اقتدا کرده‌اند و اگر فردوسی نبود زبان فارسی نبود.

من بعد از سالها با ناشر به توافق رسیدیم تا کل شاهنامه را به صورت خوشنویسی بنویسم و دنبال نسخه مناسب بودم. من هر کتابی را خوشنویسی کرده‌ام، تلاش کرده ام با بزرگان آن حوزه ارتباط گرفته و نسخه‌ای را بنویسم که معتبر و مستحکم است. شاهنامه را زیر نظر شاهنامه پژوه برجسته، دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن نوشتم. جلسات زیادی به فرهنگسرای فردوسی می‌رفتم و هر مشکلی در بازخوانی و نگارش واژه ها داشتم، از استاد می پرسیدم. برای من مهم بود واژه ها و متن اشعار را دقیق بنویسم. هر واژه ای برایم نامانوس بود، سوال می کردم و ایشان نظر می داد.

شاهنامه همواره با فرهنگ موسیقایی ایرانیان عجین بوده است

نسخه مسکو را به عنوان منبع اصلی قرار دادم. من سال ۸۲ شروع به خوشنویسی کردم، با توجه به این که شاهنامه شصت هزار بیت دارد، نوشتن کامل آن ۱۰ تا ۱۲ سال وقت دارد. اما من تمام انرژی ام را بر این کار متمرکز کرده بودم و دوست داشتم این اتفاق بیفتد. از خداوند استمداد کردم و از باطن فردوسی هم خواستم این اجازه را به من بدهد و نگارش و خوشنویسی کل شاهنامه اتفاق بیفتد. بعد از تنظیم قرارداد و مشخص شدن نسخه، دکتر اسلامی تلاش و کمک زیادی به من کردند تا شاهنامه با متن دقیق و درست و کامل نگاشته شود. از نظر خوشنویسی هم از هر چند صفحه، نمونه‌هایی را برای استاد بزرگوارم آقای امیرخانی می فرستادم و راهنمایی می گرفتم. ایشان هم از اینکه این اتفاق می‌افتد، خوشحال بودند و گفتند این بهترین اثر خوشنویسی شماست.

چهار سال، ۲۴ ساعته در خدمت شاهنامه بودم

وقتی خواستید نوشتن این ۶۰ هزار بیت را آغاز کنید، نترسیدید؟

مرادی: به دلیل حجم بالا و سنگینی این متن باید برنامه زمان‌بندی دقیقی استفاده می‌کردم تا عمرم کفاف اتمام این کار را بدهد. من عزمم را جذب کرده بودم و تمام جوانب و حواشی زندگی را حذف کرده بودم و بر نگارش شاهنامه متمرکز شدم، والا موفق نمی شدم. با وجود اینکه به صورت معمول نگارش شصت هزار بیت شاهنامه حداقل ۱۲ سال طول می‌کشد، من در طول شبانه روز حداقل ۸ ساعت صرف نوشتن شاهنامه می‌کردم. معمولا نمی توان یک صفحه ۵۰ بیتی را در کمتر از ۷ تا ۸ ساعت با خوشنویسی نوشت. اما من سرعت دستم را تنظیم کرده بودم تا آن را در دو و نیم تا سه ساعت می نوشتم. واقعیت این بود که ناشر هم نمی‌توانست ۱۲ سال برای اتمام این کار صبر کند و از این جهت به من فشار آوردند تا کار را با سرعت بیشتری انجام دهم که البته خوب هم شد. من خودم را مقید کرده بودم که دست کم روزی صد بیت از شاهنامه را بنویسم. سفر و مهمانی را به حداقل رساندم و ۲۴ ساعته در خدمت شاهنامه بودم. به لطف خدا توانستم در طول ۴ سال نوشتن شاهنامه را به اتمام برسانم.

حدود بیست تابلوی هنری خوشنویسی هم آماده کردم و با جوانب و نگارش مقدمه، کار پنج سال طول کشید تا تمام شود. نقاشی و مینیاتور این شاهنامه هم شاید در تاریخ بی‌نظیر است. تذهیب و تشعیری هم که در حاشیه کار استفاده شده، مخصوص شاهنامه است و یکی از بهترین شاگردان ...؟... این کار را به عهده داشتند و بی نظیر کار کردند. از خط آن هم خیلی راضی هستم. سال ۸۶ نوشتن کار تمام شد و تا سال ۸۷ تابلوها آماده شد؛ تنها شش ماه یک تیم شش نفره بازخوانی متن نگارش شده را برعهده گرفتند تا کل متن بی غلط باشد و جاافتادگی و سهوالقلم در آن نباشد. سعی کردم این متن دقیق و صحیح ترین شاهنامه خوشنویسی شده باشد. بعد از بازخوانی، چهار ماه طول کشید تا ایرادات را اصلاح کنم.

مشکل ما در سرمایه چاپ کتاب بود، چون به پول امروز، دست کم ۱۰ میلیارد تومان سرمایه برای چاپ نفیس کتاب لازم بود،چون این کتاب با حجم زیاد، باید در قطع رحلی نفیس و با کاغذ و صحافی با کیفیت و جلد قوی منتشر می شد. نهایتاً ناشر توانست سرمایه‌گذاری و حمایت یونسکو را جلب کند و با این سرمایه کتاب چاپ شود. این کتاب سه مقدمه دارد، یک مقدمه از سوی ناشر و یک مقدمه از طرف یونسکو، اما مقدمه اصلی را دکتر اسلامی ندوشن در معرفی شاهنامه و فردوسی نوشتند و نکته این که مقدمه دکتر اسلامی و جلد کتاب را تبرکا استاد امیرخانی خوشنویسی کردند که این برای شاگردی چون من افتخار بود.

موسیقی بزمی و رزمی در شاهنامه

شما اشاراتی به موضوع موسیقی در شاهنامه داشتید. شاهنامه و موسیقی چه تاثیر و تاثر متقابلی داشته اند؟

گالستیان: استاد مرادی عزم خود را برای نگارش شاهنامه جذب کرده بودند. یک بار در برنامه‌ای در انجمن شاعران که خاطره خود را از نگارش شاهنامه بیان می کردند، گفتند در نیمه کار خسته شده بودند و بعد از روزی ۸ ساعت نوشتن، احساس خستگی کرده بودند و کار را متوقف کردند. اما با خود گفتند که این کار را شروع کرده ام و باید آن را تمام کنم و این تفکر توان و انگیزه مضاعفی در ایشان ایجاد کرد.

درباره جایگاه موسیقی در شاهنامه باید گفت فردوسی به دو نوع موسیقی بزمی و رزمی در شاهنامه پرداخته است. او در میان سازها و ادوات موسیقی بزمی به بربط، رباب، رود، چنگ و ابریشم اشاره کرده است. دهخدا در لغتنامه، ابریشم را مطلق سازهای زهدار معرفی می‌کند و فردوسی این گونه سروده است:

سمن عارضان پیش خسرو به پای/ ز آواز ابریشم و بانگ نای

اما سازهای موسیقی رزمی که فردوسی در شاهنامه به آنها اشاره می کند، عبارتند از جرس، شیپور، سنج، گاودم، کوس، بوق، کرنای و تبیره. نام بردن از این همه آلات موسیقی، نشان از جایگاه موسیقی در شاهنامه دارد. کلمه رامشگر هم زیاد به کار رفته است. دهخدا نوشته است که رامش، مخفف آرامش است؛ چون ساز و نغمه باعث آرامش دل میشود. لهذا اطلاق مسبب بر سبب کرده‌اند. فردوسی کلمه نوازنده را هم زیاد به کار برده است، به معنای نوازنده ساز. آوا، آواز و سرود در شاهنامه زیاد به کار رفته است، آواز هم به معنای صدای یک ابزار موسیقی و هم صدای خواندن انسان. در داستان رستم و اسفندیار به زیبایی آورده است:

کجا شد به رزم اندرون ساز تو؟/ کجا شد به بزم آن خوش آواز تو؟

کجا شد دل و هوش و آیین تو؟/ توانایی و اختر و دین تو؟

شاهنامه از ابتدا با فرهنگ موسیقیایی مردم عجین بوده است

شما از سازهایی نام بردید که فردوسی در اشعارش به آنها اشاره کرده است. این سازها در دوره کنونی هم استفاده می شوند؟

گالستیان: بعضا استفاده می شوند. مثلا گاودم دیگر نیست، اما از بربط و چنگ هنوز استفاده می‌شود. هرچند چنگ زمان فردوسی با چنگ امروز تفاوتهایی دارد و در واقع این ساز تغییراتی داشته است، اما بعد از هزار سال هنوز از آن استفاده می شود.

نکته بعدی درباره تاثیر متقابل شاهنامه و موسیقی بر هم، موسیقی شاهنامه است. موسیقی شاهنامه یا موسیقی که برای خواندن شاهنامه استفاده می شده، در تاریخ ۱۰۰۰ سال همیشه بوده است، از موسیقی مورد استفاده در زورخانه با ساز و زنگ تا موسیقی و آوازی که هنگام خواندن شاهنامه در قهوه‌خانه ها استفاده می شده است. تا جهان معاصر که اوج هنر موسیقی به لحاظ دانش موسیقی، پیچیدگی نوت‌نویسی، تعداد نوازندگان و پیچیدگی و نظم در یک ارکستر بزرگ سمفونی یا اپرا وجود دارد، و شاهنامه در همین مورد هم بسیار پرکاربرد است.  اپرای رستم و سهراب را استاد لوریس چکناواریان براساس شاهنامه نوشتند و ارادت خاصی به فردوسی دارند. سالهای متمادی روی این اپرا کار کردند و آن را بارها بازنویسی کردند. پس شاهنامه از ابتدا با فرهنگ موسیقیایی مردم عجین بوده است.

از آن سمت وقتی در زورخانه شاهنامه خوانده می‌شود، یا نقالان در قهوه خانه با آواز شاهنامه می خواندند، یا وقتی امروز اپرایی بر مبنای شاهنامه می شنویم، موسیقی هم به شاهنامه کمک کرده است و انگیزه خواندن آن را ایجاد می کند. پس این دو مقوله در هم تنیده اند و تاثیر متقابل دارند. هم شاهنامه در رشد و گسترش موسیقی موثر بوده و هم موسیقی در خدمت شناساندن و گسترش شاهنامه بوده است.

خوب است اشاره ای هم به وزن شاهنامه بکنم که به لحاظ موسیقیایی مهم است. وزنی که فردوسی در شاهنامه استفاده کرده بحر متقارب مثمن محذوف یا «فعولن فعولن فعولن فعول» است که مناسب موسیقی و شعر حماسی است و خیلی هم ریتمیک و آهنگین است. این وزن تاثیرگذار است و یکی از عوامل برجستگی شاهنامه بوده است.

*********

بخش دوم وبینار:

شاهنامه باعث رشد هنر نگارگری و خوشنویسی شده است

شما هم درباره تاثیرات متقابل خوشنویسی و گسترش شاهنامه‌خوانی بگویید. این که شاهنامه چه تاثیری بر هنر خوشنویسی داشته و خوشنویسی چه خدمتی به شاهنامه خوانی کرده است؟

مرادی:  قبلاً گفتم سنگینی متن شاهنامه و حجم بالای آن باعث شده کمتر خوشنویسان درجه اول اقدام به نوشتن کامل آن کنند. البته نسخه‌های غیر هنری بوده است که خوشنویسی و اثر هنری نیستند و صرفاً یک متن و نسخه برداری هستند و البته همان نسخ خطی، مثل نسخه های مرجع هند و مسکو و.. شاهنامه را به عصر ما رسانده اند.

قبلاً نسخه‌های غیر هنری بوده است که خوشنویسی و اثر هنری نیستند و صرفاً یک متن و نسخه برداری هستند سنگینی متن شاهنامه و حجم بالای آن باعث شده کمتر افرادی که اقدام به نوشتن کامل آن کنند. البته بخشهایی از شاهنامه خوشنویسی شده است. به عنوان نمونه شاهنامه شاه طهماسب این‌گونه آماده شده که او ۲۰ سال تعدادی از خوشنویسان و نقاشان درجه یک را استخدام و زندگی آنها را تامین کرد و به آنها گفت شاهنامه را خطاطی و نقاشی کنند. نمی دانم اصل آن چند برگ بوده است، الان تنها ۱۱۸ برگ از آن شاهنامه در موزه هنرهای معاصر وجود دارد این شاهنامه آنقدر نفیس است که چندی پیش شنیدم یک برگ از آن در حراج کریستی ۱۵ میلیون دلار فروخته شد؛ شاهکار خوشنویسی و نگارگری است. به دلیل سنگینی متن، نوع خوشنویسان معمولاً از شاهنامه بخش‌هایی را انتخاب می‌کردند و آن را خوشنویسی می‌کردند. خوشنویسان بزرگ مثل میرعماد، همه از شاهنامه نوشته اند، اما نه متن کامل.

شاهنامه مبانی فرهنگ ایرانی را حفظ کرده است

من خدا را شاکرم که توانستم شاهنامه ای در خور فردوسی خوشنویسی شود و می‌توانم ادعا کنم شاهنامه ای به این میزان نفیس، تاکنون نبوده است. استاد باستانی پاریزی که من غزلیات مولانا را زیر نظر ایشان نوشتم، وقتی کار شاهنامه را دیدند، ‌گفتند حتما فردوسی بابت نگارش آن، از تو تشکر می کند.

در تاثیر شاهنامه بر هنر خوشنویسی همین بس که تابلوهایی بی نظیری مثل نسخه شاه طهماسب به وجود آمده که هر تابلوی آن چندین میلیون دلار است و به دلیل نفاست، افراد طماع آن را ورق ورق کردند و به فروش رساندند! و به موزه ها و مجموعه های مختلف دنیا، برگهای این شاهنامه رفته است.

شاهنامه باعث رشد هنر نگارگری و خوشنویسی شده است. چون از محتوای آن آثار بسیار نفیسی خلق شده و اگر شاهنامه نبود، چنین آثاری به وجود نمی آمد. خوشنویسان هم در معرفی شاهنامه تاثیر متقابل داشته اند، اساسا اثر فرهنگی باعث رشد و بالندگی سایر هنرها می شود.

مولوی، سعدی و حافظ، همه از شاهنامه تاثیر پذیرفته اند

ظاهرا شما پژوهشهایی هم درباره تاثیر شاهنامه بر جهان داشته اید. بفرمایید شاهنامه غیر از ایران و کشورهای همجوار، در دیگر کشورهای دنیا چه تاثیرات فرهنگی داشته است؟

گالستیان: تاثیرات فردوسی و شاهنامه هم بر شاعران و بزرگان ایران و هم بر بزرگان جهان زیاد است. شاهنامه قطعا یکی از برترین سروده های حماسی جهان است که فرهنگ ایران پیش از اسلام را با ایران بعد از اسلام پیوند زده است. به جرات می توان گفت آثار حماسی ادب فارسی بعد از فردوسی، تحت تاثیر شاهنامه است. ناصرخسرو از اولین شعرایی است که از فردوسی تاثیر پذیرفته و البته سنایی اولین کسی است که از قهرمانان شاهنامه برای بیان مضامین حکمت و عرفان بهره برده است.

انوری، خاقانی، مولوی، سعدی، حافظ، جامی، ابن یمین و عبید زاکانی همه از شاهنامه تاثیر پذیرفته اند. فتحعلی خان کاشانی، متخلص به صبا که ملک الشعرای دربار فتحعلی شاه بوده، شهنشاهنامه را بر وزن شاهنامه سروده است. بعد از مشروطه هم میرزاده عشقی، عارف قزوینی، محمدتقی بهار و شهریارهمه از شاهنامه تاثیر پذیرفته اند . در دوره معاصر هم فریدون مشیری، مهدی اخوان ثالث و بسیاری دیگر در سروده هایشان از فردوسی تاثیر پذیرفته اند.

شاهنامه به بسیاری از زبانهای دنیا ترجمه شده است

شاهنامه در ادبیات جهان هم موثر بوده است. کل شاهنامه یا قسمت هایی از آن به بسیاری از زبان های دنیا ترجمه شده است. البته قبل از فردوسی هم شعرای مهمی بوده اند. هومر یونانی که ۸۰۰ سال قبل از میلاد، یعنی ۱۸۰۰ سال قبل از فردوسی می‌زیسته، شاهکارهایی مثل اُدیسه یا ایلیاد را خلق کرده است. سال ۲۰۰۱ فیلم ادیسه فضایی به کارگردانی استنلی کوبریک با الهام از ادیسه هومر ساخته می شود.

دو چیز در شاهنامه بسیار برجسته است: یکی کمیت و تعداد ابیات و دوم و بیش از آن کیفیت اثر است. به نظر می رسد همان طور که هومر بزرگترین شاعر تا زمان خودش بوده، فردوسی هم بزرگترین شاعر تا زمان خودش بوده و از بزرگترین شعرای جهان تا آن زمان بوده است.

شاهنامه مبانی فرهنگ ایرانی را حفظ کرده است

در ارمنستان، «کنستانتین یرزن گالسی»، شاعر قرن ۱۳ میلادی، گفته شعرم را فردوسی وار بخوانید و بخشهایی از شاهنامه را هم ترجمه کرده است. «واسیلی ژوکووسکی»، شاعر و مترجم روس منظومه زیبایی درباره داستان رستم و سهراب دارد. «کریستین یوهان هاینریش هاینه»، شاعر مشهور آلمانی داستان زندگی فردوسی را به نظم درآورده است. «فرانسوا کوپر»، شاعر فرانسوی در داستانی از فردوسی و آرامگاهش یاد می‌کند. «موریس باره» روزنامه نگار و نویسنده فرانسوی هم از فردوسی یاد کرده است. «آلفوس دالامارتین» داستان رستم را در یکی از مجلات فرانسوی آورده است.

«متیو آرنولد»، شاعر انگلیسی منظومه ای درباره رستم و سهراب دارد. گستره فرهنگی فردوسی و شاهنامه از همسایگان ایران تا کشورهای اروپایی است؛ کمتر شاعری در دنیا داریم که علاوه بر کشور خودش، در سایر کشورها این میزان موثر باشد.

تندیس‌های فردوسی هم در جهان پرشمارند. در نمایشگاه اکسپو شانگهای، موزه ملی تاجیکستان، مقرّ یونسکو در پاریس، پارک «وینا بورگزه» رم ایتالیا، موزه سارایوو بوسنی، مجسمه فردوسی گذاشته شده است.

اگر شاهنامه نبود، ایران هم نبود

تاثیر فردوسی و شاهنامه بر فرهنگ ایران چه بوده است؟

مرادی: اگر فردوسی نبود، حافظ و مولانا و سعدی هم نبودند، چون معلوم نبود زبان فارسی می ماند یا نه و این مدیون تلاش و زحمت فردوسی بوده است. الان اگر یک دانشجوی انگلیسی بخواهد متن شکسپیر را که مربوط به چندصد سال قبل است بخواند، نمی فهمد. اما ما شاهنامه را که مربوط به هزار سال قبل است، به راحتی می فهمیم.

زبان مرزهای جغرافیایی را مشخص می‌کند و چه بسا اگر شاهنامه نبود، ایران هم نبود. زبان انسجامی در یک قوم ایجاد می‌کند و شاهنامه عامل مهم حفظ ایران بوده است. دکتر اسلامی ندوشن می گفتند شاهنامه در سخت‌ترین گردنه های تاریخی، زبان فارسی را حفظ کرده تا امروز به ما رسیده و علت آن شاهنامه بوده است. شاهنامه شناسنامه هویت ملی ایرانیان است. شاهنامه بود که شالوده جامعه ایرانی را در این هزار ساله حفظ کرده است.

البته بعدا بزرگان دیگری آمده اند که آثاری در ادبیات فارسی ارائه کرده اند که در دنیا بی نظیر است. مثلا انگلیس تنها شکسپیر و یونان ایلیاد هومر و آلمان گوته را دارد، اما ایران چندین اثر مثل حاقظ و دیگران دارد و فردوسی در صدها اثر فرهنگی بعد از خودش موثر بوده است، چون زبان فارسی حفظ شده است و انگیزه او از سرودن شاهنامه هم همین بوده است.

از اهالی فرهنگ و هنر تا مردم عوام از شاهنامه متاثر بوده اند و در گذشته ازطریق نقالی در قهوه خانه ها این فرهنگ در مردم رسوخ کرده است و مردم هویت خود را در آن پیدا می کردند و از آن لذت می بردند.

مبانی فرهنگ ایرانی را شاهنامه حفظ کرده است

فردوسی به لحاظ معنوی هم بسیار اثرگذار بوده است. یزدان، یزدان پرستی و موضوع توحید در شاهنامه موج می‌زند. ما ایرانیان در تاریخ بت پرستی نداشته ایم و از گذشته یکتاپرست بوده ایم. اسلام هم در معنویت شاهنامه تاثیر گذاشته است. واقعا شاهنامه توحید محض است.

هر آن کس که داند که دادار هست/ نباشد به جز پاک و یزدان پرست

فوندانسیون و مبانی فرهنگ ایرانی را شاهنامه حفظ کرده و در عین حال بسیار مهجور بوده است. یعنی خیلی بیش از این می تواند در زندگی ما اثرگذار باشد. شاهنامه منحصر به ایرانیان نیست بلکه برای انسان سروده شده است. ضمن این که به اتفاق نظر همه کارشناسان، مهمترین اثر حماسی دنیا و تنها اثر قابل مقایسه با ایلیاد هومر است.  البته هم حجم و هم تأثیرگذاری آن اثر کمتر از شاهنامه است. من بخشهایی از نصایح انوشیروان به فرزندش را می‌خوانم که اگر به همین توجه شود، سعادت دنیوی و اخروی نصیب یک ملت می شود.

خنک آن که آباد دارد جهان/ بود آشکارای او چون نهان (نقد ریاکاری)

زمانی میاسای ز آموختن/ اگر جان همی خواهی افروختن

چو فرزند باشد، به فرهنگ دار/ زمانه ز بازی بر او تنگ دار

سه دیگر که پیدا کنی راستی/ به دور افکنی کژی و کاستی

اگر حکمرانان هم به پندهای شاهنامه توجه کنند، حکمرانی بهتری خواهند داشت.

سر تخت شاهان بپیچد سه کار/ نخستین ز بیدادگر شهریار

این همان سخن منسوب به پیامبر است که الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

دگر آن که بی سود را برکشد / ز مرد هنرمند سر برکشد

شکوفایی یک حکومت به حضور افراد دانا و اهل فرهنگ است، نه افراد بی سود و متملق.

شاهنامه می‌تواند در اخلاق، مردمداری و حتی جنگ حرف بزند. همه جنگ ها در شاهنامه از طرف ایران دفاعی بوده و هیچ یک را ایران شروع نکرده و شاهنامه آموزه های این دفاع را بیان کرده و در نهاد ایرانی جای گرفته است و در جنگ تحمیلی هم تاثیر ان را در دفاع جوانان شجاع کشورمان دیدیم.

شاهنامه می تواند برای دنیا و ایران موثر باشد. این اثر یک اقیانوس پایان‌ناپذیر است که نباید از آن غفلت کرد و از دوره های ابتدایی باید خیلی فراگیرتر در کتاب های درسی باشد و تا تحصیلات دانشگاهی باید بخش جدایی ناپذیر متون آموزشی ما باشد و باید تلاش کنیم شاهنامه بیشتر بین مردم رایج شود.

من با شاهنامه زندگی کرده ام و با خوشیهایش خندیده و با غمهایش گریسته ام. من با عشق کتابت می کردم و الا نمی توانستم ادامه دهم.

به کارگیری شاهنامه در هنرهای مختلف باید مطابق زمانه باشد

در اهمیت شاهنامه شکی نیست، اما فارغ از شعار، در مقطع کنونی دنیای ارتباطات با این سطح از فناوری و سبک زندگی نسل جوان، فکر می‌کنید شاهنامه همچنان کارکرد خودش را برای نسل جدید هم دارد؟

گالستیان: سال ۹۷ هم افتخار حضور در میزگرد ایرنا داشتم و به تاریخ شاهنامه پرداختیم که چه شد فردوسی شاهنامه را نوشت؟ و تا حدی به حوزه نفوذ شاهنامه پرداختیم؛ اما امروز در سال ۱۴۰۰ به حوزه‌های مختلف تاثیر شاهنامه از موسیقی و نقاشی تا خط و نگارگری پرداختیم. اینها بحث امروز ماست؛ همین میزگرد امروز، نشانه‌ای است از این که هنر ارتباط عمیقی با شاهنامه دارد.

هزار سال قبل زبان فردوسی بود و امروز هم شاهنامه را تا خد خوبی می فهمیم. برای پاسخ این سوال که آیا شاهنامه کاربرد دارد یا خیر، باید گفت قطعا کاربرد دارد، همانگونه که زبان فارسی هم هزار سال قبل کاربرد داشت و در آینده هم خواهد بود. منتها باید زمان را درست فکر کرد و برنامه ریزی نمود. ما زمانی موسیقی و آواز قهوه خانه ای داشتیم، اما امروز خیلی از قهوه‌خانه‌ها به معنای گذشته وجود ندارند. امیدوارم تصمیماتی گرفته شود تا شاهنامه خوانی و نقاشی قهوه‌خانه‌ای از بین نرود. امروز جوانان علایق دیگری دارند، اما در اوج هنر موسیقی، اپرای رستم و سهراب را داریم. در کنار این، باید موسیقی هایی داشته باشیم که جوان‌پسندتر باشند. الان موسیقی هایی به نام پاپ هستند که محتوایی برای عرضه ندارند و فاخر نیستند. چه ایرادی دارد در موسیقی پاپ با استاندارد جهانی، از مفاهیم یا خود ابیات شاهنامه استفاده کنیم؟ شاهنامه چندده هزار بیت است. از این چندده هزار بیت چقدرش تبدیل به آواز شده است؟ از مفاهیم چند بیت در موسیقی استفاده کرده ایم؟ کدام کشور این همه شعر حماسی دارد؟ نه تنها در موسیقی، بلکه در نقاشی و نگارگری، مینیاتور و تابلوخط، باید بیشتر کار کنیم. هنر در هر زمان فرق‌هایی می‌کند، مثل تغییرات سازهای موسیقی. پس به کارگیری مفاهیم و ابیات شاهنامه در هنرهای مختلف باید مطابق زمانه باشد. من به فیلم ادیسه فضایی به کارگردانی استنلی کوبریک اشار کردم که اثر چندهزار سال قبل هومر را سینمایی کرده است. ما چقدر از داستان های شاهنامه فیلم یا تئاتر درست کرده ایم؟ کار هنری که تا کنون شده، در برابر کاری که باید بشود، خیلی کم است. قابلیت های شاهنامه خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.

شاهنامه در سطوح مختلف آموزشی پررنگ تر شود

اگر نکته پایانی ازجمله درباره نحوه ایجاد ارتباط و استفاده فرهنگی و معنوی نسل جوان از شاهنامه دارید، بفرمایید.

مرادی: شاهنامه باید در سطوح مختلف آموزشی پررنگ تر شود. من به یاد دارم در دبستان که می‌رفتیم، آن موقع اشعار رستم و سهراب در کتاب درسی ما بود، گرچه همان موقع هم کم بود. من در روستای گوارش در چند کیلومتری مقبره فردوسی بودم. ما یکسره خودمان را با رستم و پهلوانان شاهنامه مقایسه می‌کردیم. رستم برای ما یک نماد بسیار بالا بود.

هفت خان رستم مراتب سیر و سلوک است. جنبه معنوی شاهنامه بالاتر از جنبه ادبی آن است؛ اگر ده بیت آن را بفهمیم و عمل کنیم به سعادت دنیا و آخرت می رسیم. باید به آن اهمیت دهیم. هر چه فکر می‌کنم شاهنامه تاثیر زیادی بر فرهنگ ایران داشته، اما هنوز هم کارهای درخوری برای شاهنامه نکرده‌ایم.

گالستیان: هویت ایرانی با فردوسی و شاهنامه عجین است. ما هویت و فرهنگ خود را مدیون شاهنامه و فردوسی و آثار مشابه هستیم. هر چه فردوسی را بهتر بشناسیم خودمان را بهتر شناخته ایم و به فرهنگ کشور و خودمان خدمت می کنیم. وقتی شاهنامه در حد جهانی موثر است، چرا نباید از آن در آثار فاخر تئاتر و موسیقی و سینما استفاده کنیم و نه تنها برای خودمان بلکه برای جهان تا جهانیان استفاده کنند؟ گنج ارزشمند را نباید در گاوصندوق حبس کرد و باید از آن بهره برد.

آیا همه ایرانیان در خانه شاهنامه دارند؟ یکی از بزرگان ادبیات ایران، دو، سه سال قبل کل شاهنامه را قرائت کرده و در کانال مجازی خود قرار داده اند. امروز صبح بررسی کردم و دیدم این کانال تنها ۷۳۸ نفر از یک کشور ۸۰ میلیونی عضو دارد. آیا ما در زمینه شاهنامه کم کاری نکرده ایم؟ این که مردم کم شاهنامه می خوانند و با آن مانوس نیستند، چیزی نیست جز کم‌کاری ما و کمبود حمایت از هنرمندان مرتبط با شاهنامه و این موضوع جای کار بیشتری به ویژه با ابزار هنر و رسانه دارد.

منبع: ایرنا