درباره ابوالفضل علامی و کتاب اکبرنامه

میراث مکتوب- نسخه های خطی به عنوان کارنامه دانشمندان، ادیبان و نوابغ گذشته با پشت سر نهادن فراز و نشیب های زمان به دست ما رسیده اند و نمایانگر تمدن، تاریخ، فرهنگ و ارزش های علمی و هنری در سده های مختلف هستند. تصحیح این ذخیره های گران بها و نگاشتن تعلیقات بر آنها به نوعی زنده کردن این آثار و بازخوانی فرهنگ و ادب گذشتگانی است که به دلیل کم توجهی، ناشناس مانده و گرد و غبار غفلت بر آنها نشسته است. از میان ادیبانی که از نسخه های برجسته ای از آنها به جای مانده است، می توان به ابوالفضل علامی اشاره کرد؛ جایگاه مهم ابوالفضل علامی و آثار و قلم زیبای او در ادبیات فارسی و اهمیتی که تالیفات این مولف در میان کتاب تاریخی و ادبی دوران تیموری هند پیدا کرده به اندازه ای است که بسیاری از نویسندگان بعد از علامی سعی کرده اند از شیوه وی در نگارش کتاب های خود پیروی کنند، هر چند به اندازه خود او در این راه توفیق نیافته اند.

حیات ابوالفضل علامی

ابوالفضل علامی مورخ، ادیب، دانشمند فارسی‌ زبان‌ و صدراعظم اکبرشـاه نیاکـان است. او ابتدا به سِند و سپس بـه گجرات مهاجرت کرد. دوران کـودکی و نوجوانی وی با پریشانی و نابسامانی احوال پدرش همراه بود. به دلیل ابـراز اندیـشه هایش، تا مدت ها از طرف گروهی از علمای متعصب مورد آزار قرار گرفت. سرانجام‌ بـا میانجیگری یکـی از بزرگـان دسـتگاه حکومت، شیخ مبارک و ابوالفضل به دربار اکـبر راه یافتند. نخستین مـلاقات ابـوالفضل با اکبرشاه اواخر ٩٨١‌ هجری اتفاق افتاد. پس‌ از این‌، ابوالفضل مشاور اکبرشاه در اداره امـور ملکـی، حقوقی و فرهنگی امپراطوری بزرگ‌ هندوستان‌ بود. وی مراحل و مراتب لشکری و کـشوری را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت تا اینکه‌ به‌ بالاترین مناصب دست یافت.(۱)

پس از ورود ابوالفضل به دربار، وی در جلـسات‌ مناظره‌ کـه اکبرشـاه بـه منظـور مناظره ادیان مختلف ترتیب می‌داد، شرکت می‌کرد. وی‌ در مناظرات‌ اعتقادی با عالمان سـالخورده مـسلمان چـون حکیم المـلک و مـخدوم الملک، بر آنان چیرگی می‌ یافت‌ و اکبـرشاه کـه در اندیـشه رهـایی از سـلطه عالمان مسلمان بود، خرسند و شادمان می‌ شد.

واکاوی اندیشه های شیخ ابوالفضل

از آن جهت که مرکز و قطب رخدادها و ذکر وقایع اکبرنامه با محوریت اکبر شاه است و از سویی دیگر این دیدگاه نشان از ایدئولوژی سیاسی و مذهبی وی دارد. تیزبینی و نگاه دقیق او نسبت به جامعه پیرامونش ستودنی است. به بیانی دیگر وی تنها به گزارش فتوحات اکبر شاه بسنده نمی کند و علاوه بر ذکر وقایع تاریخی در بخش های مختلف اشاره ای موجز و مفید به زندگی نامه برخی از رجال علمی و فرهنگی دوران اکبر شاه می کند و نیز برخی از آداب و رسوم جاری در جامعه را واگویی و در مواردی انتقاد خود را نسبت به آن رسم به طور صریح مطرح می کند. این مسایل نشان می دهد که هدف ابوالفضل علامی در کتاب هایش ذکر رویدادهای تاریخی نبوده بلکه در متن و بطن کتاب ویژگی های تاریخی، سیاسی، مذهبی و اجتماعی روزگار مولف بازتاب داشته است.(۲)

محتوای کتاب اکبرنامه

اکبرنامه که‌ مولف از آن با عنوان هایی مانند «محمدت نامه و شگرف نـامه» یاد می کـند، عـلاوه بر مقدمه و خاتمه شامل سه دفتر مجلد است. در دفتر دوم و سوم که محتوی تاریخ عـهد سـلطنت‌ اکبرشاه است، شرح حوادث از سال اول تا سال چهل و هفتم جلوس اکـبری سـال به سال و به‌ ترتیـب‌ تاریخ و زمان به رشـته‌ تـألیف‌ درآمـده است. تاریخ دوره اکبری به ترتیب سال های به تخت نشستن اکـبرشـاه بــه قسمت های فرعی تقسیم شده است، بنابراین گاهی در برقرای اتصال و تسلسل میان قـسمت هـای یک واقعه مخصوص، خواننده دچار زحمت‌ می‌ شـود. هر چـند اکـبرنامـه کـتـابی درباره گـزارش فتوحات و حوادث دوران اکـبرشاه است امـا ابوالفضل تاریخ نگاری محسوب می شود که تنها به ذکر حـوادث و جنـگ ها بسنده نـکرده، بلکه اطلاعات دیگری در حوزه های اجتمـاعی، جـغرافیـای تـاریخی، شـرح احوال بزرگان، روابـط دربـار تیموریان با سایر دربارها و مـطالب مـتنـوع دیگـری ارایه مـی دهـد. مولف همچنین‌ اطلاعات با ارزشی از شرح حال اجله آن روزگار و مسایل مربوط بــه آنـهـا ارایـه می‌ دهد. مثلا ضمن شرح حادثه مرگ بابرپادشاه، نظری هر چند کـوتـاه بــه شـرح حـال رجـال‌ علمی و فرهنگی این دوره دارد و اطلاعات مختصر و مفیدی در ترجمه حال چند تن‌ از رجـال در اختیار خواننده قرار می دهد.

ارزش تـاریخی

این کـتاب یکی از مهمترین منابع تاریخی دوره سلاطین گورکانی هند و به مـوازات آن یکـی از مـآخذ مـهمی است که در نگرش مجدد به‌ تـألیف تاریخ دوره صفوی حـایز اهـمیت اسـت. مولـف درباره شرح حال رجـالی کـه در این دوران به نحوی از ایـران روگـردان شـده و بـه هندوسـتان آمده اند، مطالب جالبی‌ ارایه می دهـد. از ویژگـی های دیگر این کـتاب، اطـلاعات باارزش آن است در مورد ولایات هندوستان، افغانستان و ماوراء النهر و غیره که این اثر را به صورت یکی از منابع جغرافیای تـاریخی‌ در مــی‌ آورد. هم چنـین مولـف در خلال نوشـته های‌ خود بـه‌ حوادثی هـم چـون وقـوع قـحطی، زلزله، وبا و سیل‌ در هندوستان‌ اشاره می کند.(۳)

ساختار کتاب اکبر نامه

ابوالفضل علامی که مأمور نوشـتن نخـستین تـاریخ رســمی تیموریـان هنـد و از حمایـت و مساعدت دولت برخوردار بوده، در گردآوری مواد اکبرنامـه سـعی بلیـغ نمـوده‌ و مـستندترین منـابع موجود را مورد استفاده قرار داد. مدارک و منابع وی در تألیف اکبرنامه شامل تواریخ معتبـر عصر مغول و تــاریخ دوران حـکومت تیموریان تا زمان همایون،  اسناد و مکاتبات درباری، شنیده های او از اشـخاص‌ معتمد و صاحب اطلاع و مشاهدات خود او هستند. قسمت‌ دوم‌ اکبرنامه که مشتمل است بر تاریخ تیموریـان هند نـسبتا مفـصل تـر است. این قسمت در حقیقت اساس کار او بوده است اما چون‌ به‌ این قسمت رسیده بـه عـلـت‌ کمبود مواد تاریخی این دوره در مضیقه افتاده و ناچار شده از دولـت کمـک بگیـرد. او در جمـع آوری مواد این قسمت متحمل زحمات زیاد شده است‌، چنانکه‌ خود به این مطالب‌ اشاره می‌ کند.

سبک‌ ادبی‌ کتاب

از میان فاضلان و علمای هندوسـتان، نخـستین فردی کــه در صــدد اصـلاح نثـر فارسـی برآمـد، ابوالفضل علامی بود. وی سعی در حل و فهم لغات دری کرد و کتاب لغتـی بـه فـارسی نوشـت‌. او سبک تازه ای اختراع کرد که دارای مختصات و مشخصات مخصوص بود و می توان آن را سبک ابـوالفضل نامید. خود او به ابتکاری که در نگارش اکبرنامه به خرج داده اشاره کرده است.

سبک نگارش‌ اکبرنامه‌ متنوع‌ است و انشای آن یکدست نیست. معمـولا نثـر ایـن کتاب سـاده است اما در مـواردی‌ به خصوص مانند افتتاح ابواب و آنجا کـه از اکبـرشـاه نـام می بـرد، مـولـف سـاده نویسی را رها می‌ کـند. گـاهی مطلب ساده ای را آنچنان در پوشش عبارت ها و کنایه ها به کار می برد کـه‌ اصل موضوع از نـظر خـوانندگان پوشیده می ماند و گاه در به کــار بـردن‌ لغت های عـربی و نـیـز کـلمه های اصیل فارسی چنان تـوجه نشان می دهد که نثرش با نثر سره نویسان سده گذشته شبیه می شود.(۴)

شیوه تاریخ نگاری مولف

شیوه تاریخ نگاری مولف بر اساس شیوه سال شماری است که در آن حوادث را بـر حسب‌ سال ها یا سالنامه ای تنظیم می کنند. عـلاوه بر آن بــا توجـه بـه ایـن کـه کتـاب، حوادث دوره تیموریان را در برمی گیرد، شیوه تاریخ نگاری دودمـانی نیـز بـه کار رفته است. یعنی مولف ضمن به کـارگیری شـیوه تـاریخ نگاری دودمانی‌، شیوه‌ سالشماری یـا ترتیـب و تـوالی زمان‌ را نیز رعایت کرده است اما روش مولف در تألیف کتاب مبتنی بـر روش روایی بوده؛ یعنی بـه ذکر حوادث و اخبار پرداخته است. خـاورشناسانی چون‌ چامرز، پرائیس، الیـوت و بلـوخمن بعـضی از قـسمت هـای اکبرنامـه را بـه انگلیسی ترجمه کرده اند. کامل تـرین تـرجمه‌ های‌ انگلیسی آن به وسیله هنـری بــوریچ انـجـام گرفتـه و در سـال هـای ١٨٩٧-١٩٢١ مـیلادی‌ در کلکته چاپ و منتشر شده است. مـتن فـارسی‌ اکبرنامه‌ نخستین‌ بار در ١٨٦٧ میلادی در لکنهو به‌ صورت سـنگی چـاپ شد و پس از آن در کـانپور و لکـنهو تجدید طبع شده‌ و آخـرین‌ بـار بــه تـصحیح احمـدعلـی و عبدالرحیم‌ در مـیان سـال‌ های‌ ١٨٧٢‌-١٨٨٧ میلادی به چاپ رسـید.(۵)

منابع:

۱.آفتاب، اصغر. ١٣٦٤ ش. تاریخ‌ نویسی‌ فـارسی در هـند و پاکستان. لاهـور(بـی نـا).

۲.اطهر، علی . ١٣٧٥. "تاریخ نـگاری در هنـددورهی‌ اسـلامی‌ ". دانـشنامه جهـان اسـلام. ج٦. تهـران: بنیـاددایـره‌- المعارفاسلامی‌ .

۳.بدائونی . عبدالقادر. ١٨٦٩‌ م.منتخب‌ التواریخ . به کـوشش ویلیامـ‌ ناسولیس و مولـویاحمـدعلـی . کلکتـه . چـاپ- سنگی .

۴.بـهار، مـحمدتقی . ١٣٤٩. سـبک شـناسی . چـاپ سوم. تهران: کـتابهای پرسـتو.

۵. بیات‌، بایزید. ١٣٨٢. تذکره همایون و اکبر. به‌ کوشش‌ محمد هدایت‌ حسین‌ . تهران: اساطیر.

منبع: ایرنا