دیرزیاد آن رادمرد ادب ایران

میراث مکتوب- نوزده مهرماه زادروز استاد برجسته ادبیات عرفانی، شاعر و مصحح متون فارسی، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی است.

از زمانی که کار شناسایی و انتشار متون کهن را شروع کردم، توفیق زیارت استاد شفیعی حاصل شد. هر از گاهی به بهانه‌ای با بردن کتابی نو، یا شماره جدیدی از آینه یا گزارش میراث، به خیابان میرداماد کوچه نامی به زیارتشان می‌رفتم. الحق دنیا با بودن این بزرگان فرهنگ، جای خوش و خرمی است. شاید اول باور نداشتند که بنده تاب و توان و کشش کار در حوزه میراث مکتوب را داشته باشم، کم‌کم با انتشار آثاری از استاد زنده‌یاد ایرج افشار توجه و حمایت و تشویق دکتر شفیعی نسبت به این خادم بیشتر شد. تقریبا" هر هفته سه‌شنبه‌ها بعد از کلاس درس دانشگاه تهران، گاه تنها و گاهی با مرحوم افشار در دفتر میراث مکتوب توفیق عرض ادب و خدمتگذاری داشتم.

زمانی که برای چاپ نسخه‌برگردان كتاب علی‌نامه مصمم شدم، موافقت فرمودند مقاله ایشان را که دهه هفتاد در مجله دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد چاپ شده بود، در مقدمه چاپ عکسی قرار دهیم. کتاب‌هایی که ایشان از عطارنیشابوری تصحیح کردند، نمونه ارزشمندی از تحقیق، تعلیق، شرح و تفسیر متون عرفانی است. در گزیدۀ اشعاری که منتشر کرده‌اند، شاعری هستند دردآشنا به مسائل اجتماعی. روزی در خدمت استاد، کارهای ارزشمند ايشان در حوزۀ تصحیح متون را ستایش می‌کردم، فرمودند من به این کارها افتخار نمی‌کنم، به شاعر بودنم افتخار می‌کنم.

بر دو کتاب تحفه العراقین خاقانی و دیوان منجیک ترمذی برای تشویق و تحسین کار دو محقق جوان یکی صفری آق‌قلعه و دیگری احسان شواربی، تقریظ و ستایش‌نامه نوشتند و برگ افتخاری دیگر بر کارهای میراث مکتوب افزودند. مقدمه تحقیقی مفصلی نیز بر کتاب دیوان قائمیات حسن کاتب نگاشتند که این کتاب در آیین حامیان نسخ خطی برنده جایزه شد.

چند سال پیش یکی از دوستان مشترک، نقدی بر یکی از کتاب‌های ایشان نوشت که به عنوان ضمیمه آینه میراث منتشر کردیم. براي انتشار آن نقد، نویسنده را ملزم به حذف چند کلمه و جمله آن مقاله کردم تا مجله محل نزاع‌های شخصی نشود.
دو سالی است که کرونا توفیق زیارتشان را از ما سلب کرده است، گاهی به واسطۀ عزیزی، کتاب و مجله‌ای را برای آن بزرگوار ارسال می‌کنم.

دیرزیاد آن رادمرد ادب ایران.

الف. ایرانی