ای عشق شعله ای به زبانم گره بزن

ميراث مكتوب - آنچه در ادامه می آید غزلی از بهروز ایمانی، پژوهشگر است. ایمانی این غزل را در هفتمین دیدار دوستانۀ مرکز پژوهشی میراث مکتوب برای حاضران قرائت کرد.

«ای عشق شعله ای به زبانم گره بزن
زخمی بیار و بر رگ جانم گره بزن
در قحط سال گریه دلم مثل سنگ شد
ابری به دیدۀ نگرانم گره بزن
صبح تبسمی ز لب یار وانما
آنگه به خواب های گرانم گره بزن
وامانده از تپش دلم، از چشم های او
موجی بگیر و بر شریانم گره بزن
مانند گرد باد بشورانم از جنون
دریا و رود را به فغانم گره بزن»

يادآور مي شودهفتمین دیدار دوستانه پژوهشگران و صاحب نظران به صرف ناهار (آبگوشت) 28 فروردین در مرکز پژوهشی میراث مکتوب برگزار شد.