میثـم حاجـی پـور

جابه جایی بیتی در حدائق السحر

میثـم حاجـی پـور
میراث مکتوب- مؤلّف حدایق السحر ذیل صنعت «مقلوب مُجَنَّح» آورده است: «مقلوب مجنَّح همین مقلوب کل1 است [الا آنک] آن دو کلمه که درونشان این دو صنعت بود نگاه داشته اند [ظ: نگاه داشته آید] تا یکی به اول بیت بود و یکی به آخر. مثالش:

ساقَ هذا الشاعِـرُ الجَـبنُ لـی مَـن قَـلــبُهُ قاسِ
سارَ حیُّ الـقَومِ فَـالــهَمُّ عَلَیـنا جــَبَلٌ راسِ
پارسی:

ابداً بــندۀ مطــواعم آن را که به طــبع
بــنـمــایـد ز بــدیــهـت به تـمـامی ادبا

و باشد که در اول و آخر هر مصراعی این نگاه داشته آید. مثالش شعر پارسی:

زان دو جــادو نــرگـس مخـمور با کـشّـی و ناز
زار و گــریان و غریــوانم هـمه روز دراز2

هرچند رشیدالدین وطواط، ابتدا تصریح دارد بر آنکه در این صنعت دو کلمۀ مقلوب در ابتدا و انتهای بیت می آیند، اما در بیت عربی ای که به عنوان شاهد آورده است، کلمات مقلوب در ابتدا و انتهای هر دو مصرع آمده اند. در مصرع اول، «قاس» مقلوب «ساق» و «راس» مقلوب «سار» است.
مثال پارسی ای که وی پس از بیت عربی آورده کاملاً با تعریف وی منطبق است و به جای خود آمده است، اما بیت عربی مذکور بایستی در قسمت بعد -که بحث از قلب در دو مصراع است - مطرح شود، و از آنجا که وطواط همواره شواهد عربی را قبل از شواهد فارسی ذکر می کند، بنابراین بیت عربی مورد بحث می بایست قبل از بیت «زان دو جادو نرگس...» بیاید.