گلگشتی در کتابفروشی ققنوس / دیدارهای فرهنگی (3)

میراث مکتوب- دکتر اکبر ایرانی، مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب، در مجموعه یادداشت‌هایی به ارائۀ گزارش ملاقات‌های فرهنگی اخیر خود پرداخته است. در ادامه سومین شماره از این یادداشت‌ها را می‌خوانید.

گلگشتی در کتابفروشی ققنوس

چند روز پیش یادداشتی نوشتم که در وبسایت مؤسسه درج شد و از تبعیض در مالیات بر درآمد (کم‌درآمدهای) اهل فرهنگ (نویسنده و ویراستار و مترجم و مصحح و ...) و اهل هنر گلایه کردم و پیشنهاد دادم مالیات بر پردرآمدهای فرهنگی و سلبریتی‌های هنری (مثلاً ستاره‌ها) باید اخذ شود. حتی در فروش کتاب که سال‌هاست معافیت اعمال می‌شود. عده‌ای را خوش آمد و معدودی را ناخوش.

یکشنبه شب 16 آذر 98 به همراه دکتر دریا اورس، سفیر محترم کشور جمهوری ترکیه و دوست فاضل سندپژوه و نسخه‌شناس برجسته جناب عمادالدین شیخ الحکمایی، سری به کتابفروشی ققنوس زدیم. خوش گذشت و حیفم آمد یادداشتی ننویسم و سنت یادداشت‌نویسی را تجدید نکنم. در این دیدار در باب کتاب و مشکلات نشر کشور و توفیقات در نشر و غیره سخن رفت.

آقای حسین‌زادگان، مدیر انتشارات ققنوس که کار نشر را از سال 1356 شروع کرده و تاکنون بالغ بر 2000 عنوان کتاب چاپ نموده، از تجربیات ارزنده خود برای‌مان گفت، و از توفیقاتش در پخش کتاب و انتشار رمان‌های پرفروشی چون ملت عشق تعریف کرد. وی نسخه‌ای از چاپ جدید ملت عشق، اثر الیف شفق، نویسندۀ شهیر ترک، را پیش رو نهاد و از فروش خوب این کتاب که هر بار 11000 نسخه چاپ می‌کند و تاکنون 110 بار به چاپ رسیده، اظهار خشنودی کرد.

 

 

دکتر اورس که ایران‌دوستی کتاب‌خوان است و نسخۀ ترکی این کتاب را خوانده بود، گفت استقبال از این کتاب شاید به دلیل نوع ارائۀ مطالب به صورت رمان دربارۀ حضرت شمس تبریزی است و شاید به همین سبب در ترکیه و دیگر کشورها مورد اقبال عموم واقع و مکرراً چاپ شده است. البته دکتر اورس به این نکته هم اشاره کرد که متأسفانه جمله‌ها و عباراتی که مؤلف، بر اساس خیال خود، از زبان شمس بیان کرده، در خیلی جاها، از قول شمس، نقل و به آن استناد می‌شود و این وجهۀ شمس را تخریب می‌کند.

در ادامه، صحبت از اجازۀ قانونی چاپ کتاب‌ها شد. طبق قانون جدید ایران پس از گذشت 50 سال از فوت پدیدآورنده، هر کس می‌تواند کتاب دلخواه خود را منتشر کند. به گفتۀ دکتر اورس در ترکیه پس از 75 سال این مجوز داده می‌شود. ایشان همچنین اشاره کردند که در هر کتاب هولوگرامی است که به واسطۀ آن هم تعداد فروش کتاب مشخص می‌شود و هم دولت می‌تواند بر اساس این هولوگرام، از ناشران مالیات بگیرد. با این روش می‌توان فهمید که ناشر چه تعداد کتاب چاپ کرده و فروخته است؛ چیزی که در ایران متأسفانه وجود ندارد و پدیدآورنده صرفاً به ناشر اعتماد می‌کند و نمی‌داند چقدر از کتابش چاپ شده و چقدر فروش رفته است. با وجود این معضل همواره مؤلفان و مترجمان در هاله‌ای از شک و تردید به سر می‌برند. چند سال پیش، درج شمارۀ فروش را در یکی از یادداشت‌هایم پیشنهاد دادم و خودمان هم در چاپ نسخه‌های عکسی این کار را شروع کرده‌ایم و شماره‌ای داخل کادری در صفحۀ شناسنامه درج کنیم تا به این وسیله میزان فروش کتاب معلوم گردد. ان شاءالله در آینده این موضوع فراگیر شود.

به جناب سفیر عرض کردم در ایران به انحاء مختلف از ناشران حمایت شده و می‌شود. نهاد کتابخانه‌های عمومی از بسیاری از ناشران برای 3500 کتابخانه کتاب خریداری می‌کند. هیئت خرید کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم با وجود مشکلات اقتصادی کشور، همچنان از ناشران کتاب می‌خرد؛ البته از برخی 50 نسخه و از بعضی هم 500 نسخه. کاغذ و زینک هم از سال گذشته با ارز نیمایی به صورت یارانه‌ای مجدداً عرضه می‌شود. از سوی دیگر ناشران، طبق قانون مالیاتی بند (ل) ماده 139، از مالیات بر فروش کتاب معاف هستند. ایشان گفتند طبق قانون در ترکیه ناشران و کتابفروشان فقط از مالیات بر ارزش افزوده معافند.

موضوع دیگری که مطرح شد مسئلۀ کپی رایت بود. با توجه به عضویت ترکیه در قانون تجارت جهانی حق مالکیت معنوی، دیگر قاچاق کتاب، فروش جلد سفید، دستفروشی و غیره در این کشور وجود ندارد. بنده عرض کردم کاش در ایران هم می‌توانستیم قانون تجارت جهانی را بپذیریم. البته بحث قاچاق کتاب در ایران خیلی داغ است و اخیراً یک قاچاقچی کتاب، که شش میلیارد تومان کتاب‌های دیگران را، از جمله کتاب ملت عشق، بازچاپ کرده بود و می‌فروخت، دستگیر شد. دکتر اورس هم گلایه‌ای در خصوص ترجمۀ آثار ترکی در ایران، بدون مجوز از ناشر و نویسنده بیان کرد که به ایشان عرض شد چون ایران تابع قانون کپی رایت جهانی نیست این موضوع قابل پیگرد قانونی نیست؛ هر چند اخلاقاً بهتر است ناشران ایرانی که قصد ترجمۀ کتاب از دیگر کشورها را دارند قبل از چاپ با ناشران و نویسندگان آثار مکاتبه کنند. آقای حسین‌زادگان هم نمونه‌ای از نقض قانون در ترکیه را ذکر کرد و گفت اطلاع دارد کتاب سمفونی مردگان عباس معروفی بدون اجازۀ ناشر در ترکیه ترجمه و چاپ شده و دکتر اورس گفت ناشر ایرانی می‌تواند شکایت و حقوق خود را مطالبه کند.

 

 

در ادامۀ این نشست فرهنگی، جناب شیخ الحکمایی که تابستان امسال سفری به شهرهای استانبول و بورسا رفته و گزارش این سفر را در شماره ۱۳۳ مجلۀ بخارا منتشر کرده است، از نقش و اهمیت سلسلۀ کازرونیه و جایگاه شیخ ابواسحاق کازرونی نزد پادشاهان عثمانی گفت و دربارۀ رابطۀ درازمدت شهر کازرون و منطقۀ آناتولی و اعزام هر سالۀ گروهی از علمداران مرشدی از کازرون برای جهاد با روم شرقی، از زمان خود شیخ ابواسحاق در سده چهارم و پنجم هجری تا فتح استانبول به دست سلطان محمد فاتح، توضیحات جالبی داد. وی همچنین به وجود خانقاه‌های متعدد کازرونیه در شهرهای بورسا و قونیه و ادرنه و ارزروم و ... اشاره کرد.

شیخ الحکمایی این زمینه را موضوع و بهانه‌ای برای گسترش روابط فرهنگی و برگزاری سمینارهای علمی می‌دانست و پرسش‌هایی در باب شرایط و امکان خواهرخواندگی شهرهای بورسا و ارزروم با کازرون مطرح کرد. سفیر محترم از آثار فرهنگی باقی مانده پرسید، و شیخ الحکمایی نیز دربارۀ آثار معماری، اسناد و کتیبه‌های یشیل جامع و وجود نسخه‌های خطی فراوان مرتبط با این سلسله و نیز محققین و مستشرقینی که به این موضوع پرداخته‌اند توضیحاتی داد.

در این دیدار فرهنگی، آقای رضادوست، حقوقدان و شاعر جوان که دستی هم در دوتارنوازی دارد و دو دفتر شعر تاکنون چاپ کرده حضور داشتند و از همراهی ایشان نیز بهره‌مند شدیم.

سپس سری به طبقۀ دوم زدیم و از گالری نقاشی استاد حسین محجوبی دیدن کردیم و بسی محظوظ شدیم و لذت بردیم. در پایان از ما با چای و قهوه و دمنوش در کافی شاپ ققنوس پذیرایی شد و برای جناب حسین‌زادگان آرزوی موفقیت کردیم.