گزارش نشست بررسی «کنوز الودیعه من رموز الشریعه»

به گزارش روابط عمومی مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب، یکصد و بیست و یکمین نشست از سلسله نشست‌های علمی این مؤسسه، با موضوع «معرفی، نقد و بررسی و رونمایی از کتاب کنوز الودیعه من رموز الشریعه» به صورت مجازی و با همکاری وبیناری مؤسسۀ میراث مکتوب و دانشگاه شهید بهشتی، روز 10 خردادماه 1399 برگزار شد.

این نشست با سخنرانی دکتر تیمور مالمیر، عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان، فرزاد ضیایی حبیب‌آبادی، پژوهشگر متون ادبی و متون کهن فارسی، رضا مهام‌آذر، پژوهشگر متون و قرآن‌پژوه، و دکتر غلامرضا شمسی، مصحح اثر و مدرس دانشگاه فرهنگیان بروجرد و به میزبانی دکتر اکبر ایرانی، مدیرعامل مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب برگزار شد.

در ابتدای این نشست و پس از معرفی سخنرانان توسط دکتر ایرانی، دکتر مالمیر به عنوان نخستین سخنران ضمن اشاره به سابقۀ آشنایی خود با دکتر شمسی، از تبحر ایشان در خوشنویسی و خواندن متون کهن، فنی بودن متن کنوز الودیعه، توانایی اجتهادی دکتر شمسی برای خواندن این متن دشوار و توفیق ایشان در تصحیح آن سخن گفت.

مالمیر در ادامه با اشاره به مهجور بودن «کنوز الودیعه من رموز الشریعه» اثر ابن ظافر شیرازی، اقدام دکتر شمسی و مؤسسۀ میراث مکتوب در تصحیح و چاپ این اثر ارزشمند را شایسته تقدیر و تبلیغ، و معرفی هر چه بیشتر این کتاب را ضروری دانست.

تلاش برای تدوین اخلاق عملی برای ایرانیان در کنوز الودیعه

وی در خصوص اهمیت کتاب کنوز الودیعه گفت: یکی از چالش‌های ما در زمینۀ اخلاق این است که میراث ما در این حوزه غالبا به مبانی و تئوری‌ها در کنار توصیه‌های اخلاقی اختصاص یافته و در این کتاب‌ها کمتر به ابعاد مختلف اخلاق عملی پرداخته شده است و کتاب کنوز الودیعه یکی از آثاری است که می‌تواند در این زمینه مفید باشد.

این مدرس دانشگاه تهران افزود: هر چند در کتاب «الذریعه الی مکارم الشریعه» راغب اصفهانی، که کنوز الودیعه ترجمه و شرح آن است، نیز مباحث اخلاق عملی آمده اما کاری که ابن ظافر انجام داده مبتنی کردن اخلاق عملی بر مباحث تئوریک است و از این جهت کنوز الودیعه کتاب ارزشمندی است.

وی با اشاره به دشواری انتقال و ترجمه برخی علوم از زبانی به زبان دیگر، از علم بلاغت به عنوان نمونه‌ای از این موارد یاد کرد و گفت: علم بلاغت اسلامی برای تبیین اعجاز قرآن ایجاد شده و در مرحلۀ بعد برای نشان دادن ارزش‌های فصحات و بلاغت در حدیث و بعد شعر به کار رفته است.

مالمیر ادامه داد: این دانش، با همان چارچوب‌های بلاغت عربی، به زبان فارسی منتقل شده و هر چند در بخش بیان، که دانشی جهانی است، کاربردی است، اما به دانش معانی که می‌رسیم می‌بینیم که این دانش برای نقد و تحلیل متون ادبی به کار فارسی‌زبانان نمی‌آید.

وی دانش اخلاق را هم از همین سنخ دانست و گفت: کاری که ابن ظافر انجام داده این بوده که کتاب الذریعه راغب اصفهانی را، به عنوان یک کتاب علمی و دارای اصطلاحات تخصصی، از حوزه فرهنگی زبان عربی به حوزه فرهنگی زبان فارسی کشانده و عینا همان متن را ترجمه نکرده است، بلکه تلاش کرده گفتمان متن را با گفتمان فارسی‌زبانان ترکیب کند و گفتمان اخلاقی خاصی را بیافریند.

عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان هدف ابن ظافر را پدید آوردن اثری زنده و پویا توصیف کرد و ادامه داد: اخلاقی که در کنوز الودیعه می‌بینیم ترکیبی از اخلاق جهان اسلام و جنبه‌های نظری و عملی اخلاقیات ایرانی منعکس شده در حکمت‌ها و حکایات بزرگان ایرانی، همچون بزرگمهر و دیگران، است و ابن ظافر به این طریق کوشیده یک کتاب اخلاقی ایرانی تدوین کند.

وی افزود: از این جهت بیان دکتر شمسی در کتاب، مبنی بر این که کنوز الودیعه یک ترجمه و تألیف است و مبنا این بوده که اثری در زمینه اخلاق عملی برای ایرانیان و نه صرفا یک کتاب تئوری اخلاق برای متخصصان و اهل فن باشد، نکته صحیحی است.  

مالمیر در خصوص نثر کتاب نیز گفت: کنوز الودیعه دارای نثری فنی است که هر چند گاهی غامض و پیچیده است اما خسته‌کننده نیست و مصحح نیز تلاش کرده است این غموض و پیچیدگی را در تعلقیات به بهترین وجهی برای خواننده آسان کند.

این مدرس دانشگاه تهران با اشاره به استفاده ابن ظافر از حجم زیادی از اشعار فارسی و عربی و حکایات علاوه بر مقدمه و مؤخرۀ کتاب، گفت: نویسنده به این طریق هم مباحث را به فرهنگ ایرانی نزدیک کرده و هم کوشیده از گریزانندگی مباحث تعلیمی اخلاقی بکاهد و به کتاب وجهه‌ای ادبی و جذاب ببخشد.

وی کنوز الودیعه را گنجینه‌ای برای آشنایی با فرهنگ لغوی، فرهنگ اجتماعی و اخلاق روزگار مؤلف آن و منبعی برای پژوهش‌های زبانی و جامعه‌شناختی تاریخی توصیف کرد و با اشاره به یکی از واژه‌های مورد پژوهش خود، گفت: من معنای واژۀ «آزاد» را «رها» نمی‌دانم، بلکه این واژه در متون کهن به معانی بی‌عیب، سالم، تندرست و مرغوب به کار رفته است و یکی از متونی که شواهدی بر این دلالت معنایی دارد همین کنوز الودیعه است.

کنوز الودیعه؛ کتابی عظیم و پراهمیت

در ادامه این نشست مجازی فرزاد ضیایی حبیب‌آبادی سخن گفت و ضمن عظیم و پراهمیت خواندن کتاب کنوز الودیعه من رموز الشریعه و تبریک به مصحح اثر، به بیان برخی نکات متنی پرداخت.

ضیایی نیز کنوز الودیعه را ترجمه و تألیف دانست و گفت: بسیاری از آثار بزرگ ادب فارسی مانند کلیله و دمنه، هزار و یک شب و آثار پرشمار دیگری ترجمه و تألیف هستند و ابن ظافر شیرازی هم، که هم‌عصر و همشهری حافظ بوده است، علاوه بر ترجمه، مواد و مطالبی بر الذریعه افزوده است؛ که بخشی از آن 550 بیت و مصراع فارسی و عربی است.

وی در ادامه دربارۀ سرایندۀ برخی ابیات استفاده شده در متن بدون ذکر نام شاعر یا به عنوان ناشناخته سخن گفت و چند مورد از این اشعار را مربوط به قصیده‌ای از ظهیر فاریابی معرفی کرد؛ از جمله دو بیت «ببین که چند فراز و نشیب در پیش است / ز آستان عدم تا به پیشگاه نشور / تو را مسافت دور و دراز در پیش است / بدین دو روزه اقامت چرا شوی مغرور» (صفحۀ 43)، «بدان هوس که دهان خوش کنی ز غایت حرص / نشسته‌ای مترصد که قی کند زنبور» (صفحات 118 و 531)، «ز کرم مرده کفن برکنی و در پوشی / میان اهل مروت که داردت معذور» (صفحۀ 120).

ضیایی دربارۀ ظهیر فاریابی و این قصیده گفت: ظهیر فاریابی یکی از مستحکم‌ترین استوانه‌های شعر فارسی است که تا دوران صفویه هم اشعار او مورد استقبال و پیروی قرار می‌گرفته و حتی بعضی از ابیات و مصاریع او را تضمین کرده‌اند و ابیات مورد اشاره از قصیدۀ بسیار با صلابت و مشهور او به مطلع «سپیده‌دم که شدم محرم سرای سرور / شنیدم آیت «توبوا الی الله» از لب حور» است.

وی یکی از فواید متنی مترتب بر آثاری همچون کنوز الودیعه را کمک به تصحیح متون دیگر دانست و در این باره اظهار کرد: متونی که اشعار شاعران دیگر را در مطاوی سخن درج کرده‌اند گاهی دارای ضبط‌هایی از این اشعار هستند که از ضبط متن موجود اصلی بهتر است.

این محقق و پژوهشگر با اشاره به بیت «از در جسم تا به کعبه دل / عاشقان را هزار و یک منزل» (پاورقی صفحه 59) گفت: در حدیقه چاپ مرحوم مدرس رضوی بیت به صورت «از در چشم...» آمده است که ظاهرا مناسب مقام نباید باشد؛ چرا که عنوان این فصل «اندر جان و دل و تن گوید» نوشته شده و اولین بیتی که زیر این عنوان آمده و مشابه همان بیت است می‌گوید «از در تن که صاحب کله است / تا به دل صد هزار ساله ره است».

دیگر ترجمه‌های الذریعه

در بخش بعدی این نشست رضا مهام آذر به بیان سخنان خود پرداخت و ضمن فرخنده دانستن چاپ این اثر، گفت: ما سه کتاب به اسم الذریعه داریم؛ یکی الذریعه الی اصول الشریعه از سید مرتضی، یکی الذریعه الی تصانیف الشیعه از آقا بزرگ طهرانی و یکی هم الذریعه الی مکارم الشریعه راغب اصفهانی که کتاب حاضر ترجمۀ اثر راغب اصفهانی است.

وی یکی از نقیصه‌های کتاب‌ منتشر شده را توضیح ناکافی دربارۀ راغب اصفهانی، آثار وی و به ویژه اثر الذریعه دانست و در خصوص منابع دیگر در این موضوع گفت: مدخل راغب اصفهانی که در جلد اخیر دائرة المعارف بزرگ اسلامی به چاپ رسیده چندان چنگی به دل نمی‌زند، ولی مدخل‌های الذریعه الی مکارم الشریعه و راغب اصفهانی دانشنامۀ جهان اسلام، که هر دو را آقای امیر احمدنژاد نگاشته، مقالات مفصل و بسیار باارزشی است و در آنجا عنوان شده که راغب اصفهانی دو کتاب اخلاقی دارد؛ یکی تفصیل النشئتین که در دهۀ 1330 به فارسی ترجمه شده بود و یکی هم الذریعه که در دوران معاصر دو بار ترجمه شده است؛ یک بار در دهه 1330 توسط آقای حسن فرید گلپایگانی که ترجمۀ بسیار قابل توجهی است، و یکی هم در دهۀ 1370 از سوی سید مهدی شمس‌الدین.

مهام آذر با بیان این که اکثر مصححان در مقدمه به بیان ویژگی‌های واژگانی و توضیح تعابیر کهن به کار رفته در متن به صورت فهرست‌وار اکتفا می‌کنند، محتوای مقدمۀ کنوز الودیعه را از این نظر نو و بدیع خواند و اظهار کرد: دکتر شمسی در مقدمه، محتوای متن و ساختار کنوز الودیعه را تحلیل کرده‌اند و این کار جالب توجهی است.

وی تعلیقات کتاب را نیز حاوی مطالب نو فراوانی دانست و در عین حال با اشاره به مغلق و پیچیده بودن متن کنوز الودیعه، گفت: اگر کسی متن عربی الذریعه را بخواند خیلی ساده‌تر متن را می‌فهمد تا این که ترجمه ابن ظافر را بخواند و می‌توان گفت ترجمه ابن ظافر عربی‌تر از متن عربی راغب است.

مهام آذر ضمن خواندن ابیات «ز صد هزار محمد که در جهان آید / یکی به منزله جاه مصطفی نشود / اگر چه عرصه عالم پر از علی گردد / یکی به علم و سخاوت چو مرتضی نشود / جهان اگر چه ز موسی و چوب خالی نیست / یکی کلیم نگردد یکی عصا نشود»، گفت: از جمله نکاتی که در خصوص تحقیقات دکتر شمسی می‌توان به آن اشاره کرد این است که، در حالی که در کتاب ریحانة الادب مرحوم مدرس تبریزی و در کتاب روضات الجنات مرحوم خوانساری و از سوی دهخدا شاعر این سه بیت راغب اصفهانی معرفی شده، ایشان شاعر این ابیات را به درستی ادیب ترمذی دانسته‌اند.

وی دربارۀ ترجمه ابیات عربی که در تعلیقات آمده نیز گفت: من ترجمۀ دکتر شمسی از ابیات عربی را با ترجمه مرحوم حسن فرید گلپایگانی تطبیق دادم و به عقیدۀ من تقریبا در اکثر موارد مرحوم فرید ترجمه دقیق‌تر و شیواتری از اشعار عربی متن الذریعه ارائه داده‌اند و آقای شمسی می‌توانستند در این زمینه از این ترجمه‌ها نیز استفاده کنند.

مهام آذر با اشاره به معرفی الذریعه در مقدمۀ مفردات راغب منتشر شده به کوشش مرحوم علامه حسن مصطفوی در سال 1332، گفت: ایشان در معرفی الذریعه آورده‌اند که این کتاب با عبارت «نسئل الله بجوده الذی سبب الوجود» آغاز شده در حالی که در کتاب کنوز الودیعه ابتدای الذریعه ترجمه نشده و اصلا این متن هم نیامده است.

وی ادامه داد: علاوه بر این علامه مصطفوی از کتاب آداب اللغة جرجی زیدان جلد 3 صفحه 45، نقل کرده است که «له ترجمة فارسیة فی متحف البریتانی»، ولی ما در میان نسخه‌های مورد استفادۀ آقای شمسی اثری از این ترجمۀ فارسی موجود در موزه بریتانیا نمی‌بینیم و البته نمی‌دانیم که آن ترجمه همین کنوز الودیعه است یا ترجمه دیگری است.

مهام آذر از وجود ترجمۀ دیگری از الذریعه در کتابخانه آیت‌الله بروجردی خبر داد و گفت: ابتدا و انتهای این نسخه خطی افتادگی دارد و کاتب، مترجم، سال کتابت و سال ترجمۀ آن مشخص نیست ولی مشخص است که متن کهنی است و بر خلاف کنوز الودیعه که بسیار مغلق و سخت است این ترجمه بسیار خواندنی و شیرین است.

وی با بیان این که کنوز الودیعه را به جهت افزوده‌های ابن ظافر نمی‌توان ترجمۀ الذریعه دانست، گفت: در حالی که کنوز حجمی سه برابر الذریعه دارد، نسخه کتابخانه بروجردی از جهت تطابق با متن الذریعه دقت بیشتری دارد و دارای ارزش ادبی بالایی است و ارزش تصحیح دارد.

مهام آذر در پایان با اشاره به الگوی برخی تصحیحات انجام شده در گذشته، پیشنهاد کرد که به منظور انباشته نشدن تعلیقات در پایان کتاب‌های تصحیحی، برخی تعلیقات، مانند ترجمۀ ابیات و عبارات عربی، در پایین صفحات کتاب آورده شود.

ماجرای پیدایش کنوز الودیعه

در بخش بعدی این نشست مجازی دکتر شمسی، مصحح کنوز الودیعه، به بیان مطالب خود و ارائۀ توضیحاتی دربارۀ مطالب دیگر سخنرانان پرداخت.

شمسی در ابتدا دربارۀ ماجرای پیدایش کنوز الودیعه گفت: همان گونه که مؤلف در مقدمه اشاره کرده است، شاه شجاع مظفری، حاکم مشهوری که ممدوح حافظ است و به واسطه مدح‌های حافظ از این فرد، او را شخصیت مثبتی می‌دانیم، ظاهرا در برخی از روزهای هفته فضلای دربار را جمع می‌کرده و در این جمع کتاب‌هایی را با هم می‌خوانده‌اند و فضلا دربارۀ مطالب نظر می‌داده‌اند و از جمله کتاب‌هایی که برای مطالعه مد نظر داشته‌اند الذریعه راغب اصفهانی بوده است.

وی ادامه داد: شاه شجاع از ابن ظافر می‌خواهد که کتاب را ترجمه کند و او که ابتدا از این کار قدری واهمه داشته نهایتا این کار را انجام می‌دهد.

شمسی گفت: ابن ظافر یک دیباچه بسیار زیبا و نسبتا مفصل بر این کتاب نوشته و سپس دیباچه راغب را آورده و بعد متن کتاب را ترجمه کرده و در پایان هم بخشی را به عنوان خلخال به کتاب افزوده است.

اهمیت کنوز الودیعه و محتوای آن

وی دربارۀ وجوه اهمیت کنوز الودیعه گفت: یکی از وجوه ارزشمندی کنوز الودیعه در این است که این کتاب نمونه شاخصی از متون نثر فنی است که در قرن هشتم به زیبایی به رشته تحریر در آمده است و وجه دیگر ارزشمندی آن در این است که همان طور که شعر حافظ تلفیقی از غزلیات و سبک‌های شعری روزگاران پیش از خودش است، نویسندۀ کنوز الودیعه نیز با خواندن کتاب‌های تعلیم اخلاق دوره‌های پیشین، که می‌توان آن‌ها را چهار دسته دانست، و تلفیق آن‌ها، کتاب خود را پدید آورده است.

مدرس دانشگاه فرهنگیان بروجرد افزود: هر چند خواندن نثر فنی راحت نیست اما اگر کسی کنوز الودیعه را مطالعه کند گویی کتاب‌های ادبیات تعلیمی پیش از قرن هشتم را به نوعی مطالعه کرده است.  

وی دربارۀ چهار دسته کتاب‌های تعلیم اخلاق پیش از ابن ظافر گفت: یک دسته از این کتاب‌ها مربوط به تعلیم اخلاق ایرانشهری و مشتمل بر سخنان نقل شده از قول پادشاهان و حکمای خسروانی است که در کتاب‌های امثال ثعالبی و مسکویه می‌توانیم ببینیم؛ دستۀ دیگر ادبیات تعلیمی اسلامی است که در آن استناد و استشهاد به آیات و احادیث فراوان است؛ دستۀ دیگر آثاری است که متأثر از نگرش‌های فلسفی تعلیمی پدید آمده و دستۀ چهارم کتاب‌های ادبیات تعلیمی عرفانی است.

شمسی با اشاره به تأثیرپذیری بسیار ابن ظافر از خواجه نصیرالدین طوسی، گفت: بخشی از دیباچۀ کتاب نقل یک بند از کتاب خواجه نصیر طوسی است که قطب‌الدین شیرازی هم در درة التاج این عبارت را عینا نقل کرده است.

وی همچنین دربارۀ تأثیر ادبیات عرفانی بر کنوز الودیعه گفت: مخزن الاسرار نظامی گنجوی از نخستین کتاب‌هایی است که به صورت منظوم در حوزۀ ادبیات عرفانی تعلیمی ما پدید آمده‌اند؛ اما شاعری که در این کتاب بیشترین استشهاد به وی شده است سنایی است که ابن ظافر حدود 200 بیت از اشعار وی را در کتاب خود آورده است.

روند تصحیح و نسخه‌های مورد استفاده

شمسی در ادامه دربارۀ نسخه‌های کنوز الودیعه سخن گفت و با اشاره به دشواری‌های پیدا کردن این نسخ و تشکر از دکتر مالمیر به خاطر راهنمایی در این زمینه، اظهار کرد: پس از حدود شش ماه تحقیق و خواندن هشت نسخه‌ای که به دست آوردیم به این نتیجه رسیدیم که سه نسخه، که مربوط به پایان قرن هشتم و ابتدای قرن نهم و نسخه‌های نفیسی هستند، هم از نظر صحت متن و هم از نظر ویژگی‌های خطی بسیار ارزنده‌اند.

مدرس دانشگاه فرهنگیان بروجرد افزود: این سه نسخه به عنوان نسخ گروه اول مورد توجه ما قرار گرفت و در روند کار متوجه شدیم نسخه دانشگاه تهران هم از نظر صحت و هم از نظر کامل بودن متن قابل اعتناتری است.

وی یکی از نکات جالب توجه دربارۀ این متن را تغییرات راه یافته در نسخه‌ها دانست و با اشاره به توجه اقشار گوناگون به این کتاب، گفت: کتابت کنوز الودیعه در محیط‌های گوناگون باعث شده که نسخه‌های آن سرنوشت‌های متفاوتی پیدا کنند و گاه در جاهایی که نگرش و گفتمان مذهبی حاکم بوده برخی اشعار حذف شده و به بعضی سخنان پادشاهان عجم و حکما و موبدان علاقه‌ای نشان داده نشده است و به همین خاطر کار ما برای تشخیص صحت متن دشوار بود.

شمسی با اشاره به دسترسی به نسخه بایسنغری موجود در ترکیه پس از تکمیل کار، گفت: در این نسخه فوق العاده زیبا که با خط نستعلیق و با نگارگری‌هایی که ما از کتاب‌های دربار بایسنغر میرزا سراغ داریم تدوین شده، علیرغم این که در اوایل قرن نهم نگارش شده است، به جهت دشواری متن کنوز الودیعه، غلط‌خوانی‌های زیادی راه یافته و این به طور کلی مشکل کتاب‌هایی است که دارای نثر فنی هستند.

وی با بیان این که این اولین کاری بوده که به عنوان تصحیح انجام داده، گفت: من اصلا تصوری از دشواری و حجم کار نداشتم و اگر از روز اول تصور درستی از ابعاد این کار داشتم شاید کمی بیشتر در انجام آن تأمل می‌کردم.

مدرس دانشگاه فرهنگیان بروجرد افزود: به جهت گستردگی کار طبعا نقایصی در آن راه یافته که در چاپ‌های بعدی رفع خواهد شد.

شمسی یکی از دشواری‌های این کتاب را نقطه‌گذاری آن دانست و گفت: در متون فنی و مصنوع، ما با جمله‌های پی در پی و زنجیره‌وار روبرو هستیم که ممکن است افراد برداشت‌های متفاوتی از آن داشته باشند و ما سعی کردیم تا حدی با استفاده از نقطه ویرگول این مشکل را حل کنیم؛ اما لازم است در چاپ بعدی به بعضی از مختصات نثر فنی اشاره شود تا برخی اشکالات که ممکن است در خواندن کتاب ایجاد شود مرتفع گردد.

وی در مورد نکتۀ مطرح شده از سوی آقای مهام آذر مبنی بر ناکافی بودن توضیحات دربارۀ راغب اصفهانی و آثار وی، گفت: تصور من این بود که «خیر الکلام قلّ و دلّ» و بهتر است که مطالب در این زمینه مختصر باشد.

شمسی افزود: به عنوان مثال آنچه دربارۀ الذریعه از قول امام محمد غزالی آورده‌ایم که کتاب الذریعه را به عنوان کتاب سفر و حضر همیشه با خود داشته نشان‌دهندۀ عظمت این کتاب است.

مصحح کنوز الودیعه در مورد ترجمۀ اشعار عربی نیز گفت: من چند بار ترجمه ابیات و عبارات عربی را بررسی و اصلاح کرده‌ام اما ادعایی در زمینۀ ترجمه ندارم چرا که کار دشواری است.

وی در مورد نسخه‌های دیگر ترجمه‌های الذریعه نیز گفت: امیدوارم این امکان فراهم شود که دیگر نسخه‌ها را هم ببینم اما من نسخۀ کتابخانه آیت‌الله بروجردی را بررسی کرده و علاقه داشته‌ام که آن را تصحیح و منتشر کنم و قدری هم روی این نسخه کار کرده‌ام اما به صورت جدی نبوده است؛ چرا که اول و آخر این نسخه افتاده است و در چنین شرایطی نتیجۀ کار خوب و منقح از آب در نمی‌آید و به همین خاطر باید منتظر کشف نسخه‌های دیگری از آن بود.

شمسی در پایان با بیان این که در زمینۀ تصحیح نسخ خطی هیچ ارادۀ جدی در کشور ما وجود ندارد، اظهار کرد: به عنوان مثال بنده برای تصحیح یک نسخۀ خطی چند سال کار کرده و مهارت‌هایی ابتدایی پیدا کرده‌ام، اما با وجود این که نسخه‌های زیادی برای تصحیح وجود دارد و دانشجویی مثل من شاید بتواند کاری انجام دهد کسی نیست که در این امر سرمایه‌گذاری کند تا ما هم بتوانیم وقت بگذاریم و این گنجینه‌ها منتشر شوند.